برخی از این دلایل کماکان پابرجاست، برخی دیگر قابل تغییر و برخی هم کم‌رنگ‌تر شده است. دلیل اول این بود که آمریکا بدون دلیل موجه از یک توافق چندجانبه مورد تایید شورای امنیت - و بسیاری از معاهدات دیگر - خارج شده و تضمینی وجود ندارد توافق بعدی را هم زیر پا نگذارد. دلیل دیگر این است که افرادی ترامپ را احاطه می‌کنند که به احتمال زیاد قصد دارند در روند مذاکره کارشکنی کنند و آن را به شکست بکشانند تا راه را برای برخوردهای تندتر هموار سازند از دیگر سو انتظار دولت ترامپ این است که ایران بر سر موضوعاتی خارج از موضوع هسته‌ای – به‌ویژه در حوزه نظامی و بر سر نقاط قوت خود - نیز مذاکره کند و این برای ایران قابل قبول نیست.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: «برداشت ایران این است که ترامپ می‌خواهد از این مذاکرات صرفا یک استفاده انتخاباتی کند تا شانس پیروزی خود را افزایش دهد و برآورد غالب این است که هرگونه «کمک» به پیروزی مجدد او به زیان کشور تمام خواهد شد. شرطی هم که عمدتا ایران برای گفت‌وگو با دولت ترامپ مطرح کرده برداشتن تحریم‌هایی است که آمریکا - در نقض برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ - از ماه می ‌۲۰۱۸ مجددا علیه ایران اعمال کرده است. دولت ایران این تحریم‌ها را تروریسم اقتصادی می‌داند و اعلام کرده مادام که دولت ترامپ پیگیر این سیاست است مذاکره دوجانبه‌ای با این دولت نخواهد داشت.»

نصری با تاکید بر اینکه این موضع یک موضع اصولی و دلایل هم دلایل منطقی است، افزود: «اما معتقدم لازم است، در کنار این ملاحظات، برای طرف مقابل دست‌کم یک راه فرار و یک فرصت خروج آبرومندانه از این بحران خودساخته‌ را نیز فراهم آورد. بازگشت به موضع پیش از خروج از برجام برای شخص ترامپ و حزب جمهوری‌خواه یک هزینه سنگین سیاسی، حیثیتی و انتخاباتی دارد و بعید است به راحتی، بدون هیچ‌گونه صحنه‌آرایی، تسلیم خواسته و شرایط ایران شوند. در نتیجه لازم است فرمولی پیدا شود که طرف مقابل هم بتواند بدون اینکه جایگاه ریاست‌جمهوری‌اش را به‌خطر بیندازد، سیاست دیگری را پیگیری کند.»

وی با بیان اینکه در واقع دیدار روسای‌جمهور دو کشور و گفت‌وگوی مستقیم با ترامپ برای ایران محاسنی هم دارد که لازم است در برابر معایب آن قرار داده شود تا بشود به یک نتیجه متعادل رسید، تاکید کرد: «این تصور که اگر ترامپ با آقای روحانی یک عکس بیندازد دیگر به مقاصد خود رسیده و ما شکست خورده‌ایم، تصور دقیق و کاملی نیست. لازم است ایران نگاهی جامع‌تر و عمل‌گرایانه‌تر به محاسن و معایب گفت‌وگو داشته باشد.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل در همین چارچوب ادامه داد: «حُسن اول این است که اگر ایران بتواند با یک دولت جمهوری‌خواه متشکل از تندترین عناصر ممکن به یک توافق پایدار برسد، دیگر عملا در صحنه سیاسی آمریکا هیچ جریانی باقی نمی‌ماند که برای ایران به‌صورت جدی و سیستماتیک ایجاد مزاحمت کند. یعنی این پتانسیل وجود دارد که ایران دست‌کم تا دهه‌ها از مزاحمت‌های دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات و همچنین اقدامات خصومت‌آمیز کنگره مصون بماند و این شکست بزرگی برای لابی‌های متخاصم منطقه‌ای (از جمله لابی اسرائیل در واشنگتن) خواهد بود. علاوه بر این، یک توافق منطقی با دولت ترامپ این پتانسیل را هم دارد که قوانین تحریمی اولیه و ثانویه آمریکا به‌دست کنگره برچیده شود و از این پس خیال سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی از کار با ایران و کار در ایران یک بار برای همیشه راحت شود. مضاف بر اینکه به احتمال زیاد شخص آقای ترامپ به‌دنبال یک توافق صوری و نمایشی است که صرفا از آن برای نشان دادن یک نقطه مثبت در کارنامه سیاست خارجه‌اش استفاده کند و با این شعار وارد انتخابات شود که «من توانستم اختلاف چهل ساله با ایران را ظرف یک مدت ‌کوتاه حل کنم!». به بیان دیگر، مادام که مقاصد تبلیغاتی او برآورده شود، ترامپ احتمالا به چند تعهد جزئی - اما قابل بهره‌برداری تبلیغاتی - از جانب ایران قانع خواهد شد.»  نصری ادامه داد: «در کنار اینها، از آنجا که تمام زمینه‌سازی‌ها، درخواست‌های علنی و غیرعلنی و تلاش‌ها برای ایجاد زمینه مذاکره - از ارسال میانجی‌ و پیام گرفته تا فرستادن سناتور «رند پال» نزد دکتر ظریف - همگی به‌صورت یک‌طرفه از جانب آمریکا بوده، دیگر کمتر کسی در دنیا پذیرش مذاکره از جانب ایران را به «تسلیم ایران» تعبیر خواهد کرد. یعنی پذیرش دیدار روسای‌جمهور و آغاز گفت‌وگو دیگر آن‌طور که برخی در داخل کشور نگران هستند برای ایران هزینه حیثیتی نخواهد داشت؛ حال اینکه رد کردن مستمر پیشنهاد گفت‌وگو در بلندمدت افکار عمومی و سایر دولت‌ها را علیه ایران برخواهد انگیخت. ضمن اینکه اگر ایران بپذیرد دیداری صورت بگیرد، این دیدار می‌تواند در چارچوب یک دیدار سه‌جانبه - با حضور مکرون‌ و احیانا نخست‌وزیر ژاپن و دیگران - انجام بگیرد تا قبح «دیدار دوجانبه» شکسته شود و امکان سوءاستفاده تبلیغاتی علیه ایران به حداقل برسد. در دیدار روسا می‌شود نسبت به رفع موانع پیش روی توافق - مثلا برکناری یا خنثی‌سازی افرادی که در دولت ترامپ سابقه دیرینه جنگ‌طلبی با ایران را دارند - نیز صحبت کرد.» وی با اعتقاد بر اینکه از لحاظ راهبردی نیز دیدار و گفت‌وگوی روسای‌جمهور دو کشور امتیازات غیرقابل انکاری دارد، اظهار کرد: «کافی است از همین الان به تلاطم، تحرکات و تنش‌آفرینی‌های اسرائیل نگاه کنیم تا ببینیم تا چه میزان حتی احتمال کاهش تنش میان تهران و واشنگتن آنها را نگران کرده است.»

 وی در پاسخ به این پرسش که آیا ایران و آمریکا برای انجام این مذاکرات و حصول توافق آمادگی دارند، گفت: «ایران مشروط به رفع تحریم‌ها و بازگشت به شرایط پیش از ماه می‌۲۰۱۸ (و نه الزاما عضویت مجدد آمریکا در برجام) مذاکره می‌کند و این موضوع را هم رئیس‌جمهور و هم وزیر امورخارجه اعلام کرده‌اند. اما حقیقت این است که اغلب کشورهای جهان منتظر گفت‌وگوی ایران و آمریکا هستند! ایرانِ امروز - مانند چین یا روسیه - به‌عنوان یک بازیگر و قدرت مهم در صحنه بین‌المللی شناخته شده است و اغلب کشورها می‌دانند تشدید تنش و برخورد میان ایران و آمریکا برای کل جهان تبعات سنگین غیرقابل تصوری در پی خواهد داشت. از این رو انتظار می‌رود ایران و آمریکا هم اراده کنند، با این توقع جامعه بین‌المللی همگام شوند و برای کاهش تنش و بازگرداندن ثبات به صحنه بین‌المللی خود را «آماده» سازند. چنانچه محاسبات امنیتی و مصلحت ملی ایجاب کند، لازم است ایران در این باره با انعطاف برخورد کند.»

این مطلب برایم مفید است
26 نفر این پست را پسندیده اند