به گزارش گروه اقتصاد بین‌الملل روزنامه «دنیای اقتصاد»، بر این اساس، آمریکا با ارائه طرح قطع خرید نفت ایران نشان داد راهکار دیپلماسی را نادیده گرفته است و از نظر ترامپ مبنی بر خلاص شدن از برجام تبعیت می‌کند. کاخ سفید در عوض طرح یک هجمه اقتصادی را در سر می‌پروراند که هدف آن در هم شکستن حاکمیت ایران است. این استراتژی‌ دو اصل سیاست ترامپ در قبال خاورمیانه را آشکار می‌سازد: نخست این پندار که ایران ریشه تمام مناقشات منطقه است و دیگر عزم او برای احتراز از اتلاف جان و مال آمریکایی‌ها برای فیصله دادن به مناقشات منطقه خاورمیانه.

ترامپ در تناقضی آشکار با یکجانبه‌گرایی مفسدانه‌اش، که پیشینیان خود را متهم می‌کند و می‌کوشد با سرعت هر چه تمام‌تر آثار آنان را از صفحه روزگار محو کند، شیوه‌ای دقیقا مشابه آنان در خاورمیانه در پیش‌گرفته است تا سیاست‌های واژگونه خود را در قالب سیاست‌های مشابه پیاده‌سازی کند. دولت کنونی و دولت پیشین آمریکا هر دو ایران را به‌عنوان نقطه آغاز و انجام مسائل امنیتی منطقه می‌دانستند و می‌کوشیدند حربه‌‌های زیرکانه آمریکایی را برای نیل به مقصود خود و کسب بیشترین منفعت به‌کار ببندند. این حربه در دولت اوباما توافق برجام و در دولت ترامپ تغییر حاکمیت در ایران است. آنها که در برابر خودداری اوباما از دخالت نظامی در خاورمیانه خرده می‌گرفتند، اکنون اقدامات مشابهی را از سوی ترامپ مشاهده می‌کنند که از خاستگاه دیگری عرضه می‌شوند: این بار آمریکا عامدانه شرایط را بی‌ثبات می‌کند زیرا باور دارد که با هر تغییری اوضاع بهتر خواهد شد. متاسفانه این نظریه به ندرت در خاورمیانه صادق است. ایران و جهان در آستانه مسیری پر فراز و نشیب هستند.

اختلاف میان متحدان

اعمال تحریم‌های ‌انعطاف‌ناپذیر ترامپ موجب عمیق‌تر شدن شکاف موجود میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش خواهد شد. این اروپایی‌ها بودند که مذاکره دیپلماتیک در موضوع هسته‌ای را با ایران آغاز کردند و از خروج یکجانبه آمریکا از این توافق بسیار رنجیدند. این تحریم‌ها مواجهه با چین و هند و سایر واردکنندگان آسیایی نفت ایران را نیز در زمینه اعمال تحریم‌ها به چالش خواهد کشید.

گرچه ذخایر کافی برای پاسخگویی به کاهش تولید ایران در جهان وجود دارد، اما در آغاز فصل سفر در آمریکا و پیش از اعمال تحریم‌ها قیمت نفت بسیار افزایش یافته است و در بحبوحه جنگ تجاری مواجهه با کمبود ذخایر نفتی می‌تواند تاثیر قابل ملاحظه‌ای در بازارهای جهانی ایجاد کند.  آمریکا اعلام کرد بالاترین حد تحریم‌های اقتصادی علیه ایران به‌کار گرفته خواهد شد. گستره حوزه عمل و پیچیدگی تحریم‌ها و نیز مخالفت آشکار سایر کشورها سبب شد ابهام زیادی در مورد حدود اثرگذاری تحریم‌ها به وجود بیاید. این اعلام نظر برخی پیش‌بینی‌های گذشته را تایید کرد و نشان داد دایره تحریم‌های مورد نظر ترامپ بسیار وسیع‌تر از مواردی است که به‌طور قانونی با خودداری او از امضای سند تمدید پایبندی به برجام اعمال خواهد شد. براساس اعلام رسمی مقامات کاخ سفید، ایران خود هزینه اعمال این تحریم‌ها را خواهد پرداخت، اما کشورها در سراسر جهان (که برخی از آنها هم‌پیمانان آمریکا هستند) خود را بر سر دوراهی می‌بینند چرا که براساس تحریم‌های ثانویه هر کشور یا شرکتی که وارد معامله با ایران شود، مجازات خواهد شد.  مساله تنها بر سر نفت نیست. تاثیر این تحریم‌ها در تمامی جنبه‌های اقتصاد ایران محسوس خواهد بود. تنها محصولات کشاورزی، دارو و لوازم و تجهیزات پزشکی از این تحریم‌ها مستثنی شده‌اند. در عمل بازتاب و گستره اثر این تحریم‌ها غیرقابل پیش‌بینی است. با نزدیک شدن موعد دور اول تحریم‌ها ارزش واحد پول ایران به طرز محسوسی کاهش یافته است. دولت ترامپ قصد دارد هیچ حد و مرزی برای اعمال این تحریم‌ها قائل نشود و یکی از مقامات وزارت خزانه‌داری آمریکا هم با طرح ادعای تلاش مقامات ایرانی برای نفوذ به شرکت‌ها و دور زدن تحریم‌ها، از آنها خواست با هشیاری در برابر این اقدامات ایستادگی کنند.

تنهایی آمریکا

مهم‌ترین ابزار آمریکا برای محدود ساختن درآمد نفتی ایران، قانونی است که در سال ۲۰۱۱ به امضای باراک اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا رسید. به موجب این قانون هرگونه ارتباط با بانک مرکزی ایران و سایر بانک‌های ایرانی ممنوع شد. در طول ۱۸ ماه پس از تصویب این قانون صادرات نفتی ایران به نصف کاهش یافت و دسترسی طرف ایرانی به بخش اعظم درآمد ناشی از فروش همین مقدار نیز مسدود شد.

کاهش شدید تولید نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ با همکاری واشنگتن با سایر قدرت‌های جهانی ممکن شد و ماحصل سال‌ها تلاش دیپلماسی و رایزنی در موضوع فعالیت‌های هسته‌ای ایران و لزوم دستیابی به راه‌حلی براساس مذاکره بود. بر این اساس هم‌پیمانان آمریکا نیز تحریم‌های مکملی علیه ایران اعمال کردند. به‌عنوان نمونه اتحادیه اروپا واردات نفت از ایران را متوقف کرد. از سوی دیگر آمریکا در ازای کاهش واردات با در نظر گرفتن معافیت‌هایی برای واردکنندگان نفت ایران، میزان پایبندی آنها به تحریم‌ها را سنجید و کوشید با کاهش وابستگی واردکنندگان، تقابل‌های سیاسی‌ را به حداقل برساند. این بار اما پس از تلاش‌های شدید و بی‌حاصل انگلستان، فرانسه و آلمان برای حفظ توافق برجام، واشنگتن تصمیم دارد به تنهایی با ایران مقابله کند. به این ترتیب تحریم‌ها بیش از آنکه حکم چاقوی جراحی را داشته باشد و تحریم‌کنندگان را به اهدافشان برساند، عملکردی نظیر چماق خواهد داشت و تنها تخریب سریع و حداکثری اقتصاد ایران را به دنبال خواهد داشت. تحریم‌‌های مالی که علیه ایران به‌کار گرفته می‌شود حیطه تاثیرگذاری بسیار گسترده‌تری در قیاس با تحریم‌های تجاری خواهد داشت و حتی در صورت عدم همراهی دولت‌های دیگر، ریسک جریمه‌های هنگفت یا قطع دسترسی به بازار آمریکا تهدیدی جدی و عاملی بازدارنده برای اشخاص و شرکت‌ها به‌شمار می‌رود. هم‌پیمانان آمریکا می‌کوشند تا روابط تجاری کنونی خود با ایران را از شمول این قوانین مستثنی کنند اما به‌نظر نمی‌رسد روابط اقتصادی محدودی که پس از امضای برجام با ایران بار دیگر برقرار شد، دوام داشته باشد.

استراتژی تند و تیز ترامپ موفق خواهد شد؟

دولت اوباما موفق شد در زمان کوتاهی صادرات نفت ایران را به‌شدت محدود کند، اما ترامپ راهی دشوارتر پیش‌رو خواهد داشت. در سال‌های اخیر رشد فناوری‌ها سبب شده است تامین‌کنندگان دیگری هم به بازار عرضه راه یابند و عربستان سعودی هم در جست‌و‌جوی کسب درآمد بیشتر و گرفتن سهم بازار ایران، در این شرایط به افزایش تولید روی خواهد آورد، اما سازوکارهای موجود برای محدود ساختن سایر عرضه‌کنندگان سبب خواهد شد جبران تولید روزانه ۷/ ۲ میلیون بشکه‌ای ایران بسیار مشکل شود و این به معنای محدود شدن بازار انرژی، تشدید نوسانات قیمت نفت و تحمیل هزینه بیشتر به اقتصاد جهانی است.

ایران بیشترین حجم نفت تولیدی خود را به چین و هند می‌فروشد که در این کشورها تعدد و تنوع منابع انرژی یکی از عوامل تضمین‌کننده رشد اقتصادی است و هر دوی این کشورها نشان داده‌اند می‌توانند راه‌های بدیعی برای مبادله نفت از طریق موسسات مالی بیابند و در ازای ارائه چنین راه‌حل‌هایی تخفیف‌های قابل‌توجه یا سازو کارهای پرداخت موردنظر خود را از ایران طلب کنند. این اقدام حتی با اولویت سیاست داخلی آمریکا مبنی بر پایین نگه داشتن قیمت نفت در سال انتخابات هم تناقض دارد. ترامپ خود در توییتی تولیدکنندگان نفت را به‌خاطر قیمت بالا ملامت کرده بود. نماینده ایران در اوپک هم در واکنش به این سخنان گفت: «شما نمی‌توانید یکی از اعضای موسس اوپک را تحریم کنید و در عین حال اوپک را به خاطر نوسانات قیمت نفت مقصر جلوه دهید.» مقامات هندی برای کاهش واردات از ایران آماده می‌شوند اما باید به‌خاطر داشت افزایش قیمت نفت برای دولت هند گران تمام خواهد شد. از سوی دیگر هنگامی که ترامپ از چین درخواست کرد واردات نفت از ایران را به صفر برساند، وزیر خارجه چین در موضع‌گیری تندی روابط این کشور با ایران را «دوستانه» خواند و گفت ارتباط این دو کشور در حوزه انرژی ادامه خواهد یافت.

 

شرکای نیمه راه اقتصاد ایران

گروکشی ترامپ از عربستان