براساس این تحلیل، بدون هیچ نوع مبنای واقعی، تصمیم ترامپ نوعی سیاست داخلی محض نسبت به تعهدات و رهبری بین‌المللی آمریکا است. به عقیده پیکرینگ، اعتماد در سیاست خارجه گنجینه‌ای گرانبها است. دولت ترامپ اما این در گرانبها را در چشم کشورهای جهان بی‌ارزش کرده است: «اگر ما بنا بر دلایلی مبهم تصمیم به خروج از پیمان‌های بین‌المللی بگیریم، در آینده چه کسی حاضر است با ما به پای میز مذاکره بنشیند؟ اکنون رهبری آمریکا در معرض خطر است، به‌خصوص در رابطه با سیاست‌های مربوط به ایران و کره‌شمالی.»

درخصوص «برجام»، ترامپ موضوع امنیت ملی را بهانه خروج از این توافق قرار داده است، درحالی‌که تصمیم او هیچ دستاوردی برای منافع امنیت ملی آمریکا ندارد. یکی از پیامدهای این اقدام ترامپ، دلسردی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا است، متحدانی که برای محدود کردن برنامه‌های هسته‌ای ایران تلاش‌های بسیاری کرده‌اند. تصمیم ترامپ همچنین باعث نزدیکی روسیه و چین با سایر قدرت‌های جهانی خواهد شد، دو کشوری که مشتاق اختلاف میان آمریکا و این‌قدرت‌های جهانی بوده‌اند. فرصت ایران برای بازگشت به برنامه‌های غنی‌سازی قدرتمند و بدون نظارت که می‌تواند به ساخت سلاح‌های هسته‌ای منجر شود از دیگر پیامدهای این سیاست‌ غیرقابل قبول دونالد ترامپ است.

توماس پیکرینگ در مقاله خود نوشته است که در صورت خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران، سال‌ها تلاش‌ این کشور در راستای منع سلاح‌های هسته‌ای بی‌اثر خواهد شد. البته به‌نظر می‌رسد تصمیم ترامپ بر خلاف توصیه‌های مشاوران امنیت ملی و گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا درخصوص پایبندی کامل ایران به تعهدات برجامی‌اش باشد. در واقع دونالد ترامپ می‌خواهد یک تنه توافق هسته‌ای ایران را که دستاوردی موفق و بی‌همتا از دولت قبل است، ریشه‌کن کند. در بهترین حالت بسیاری معتقدند تصمیم دونالد ترامپ اقدامی تاکتیکی برای خودداری از پذیرش مسوولیت‌های ریاست‌جمهوری – همچون حمایت از امنیت آمریکایی‌ها – است، چراکه تصمیم نهایی درخصوص برجام به کنگره آمریکا محول شده است. پیکرینگ در این رابطه می‌نویسد: «شانه خالی کردن ترامپ از وظایف، خیانت به اصول و ارزش‌های آمریکایی‌ها است.» در این شرایط، کنگره و دوستان آمریکا در سراسر جهان مانده‌اند که چطور باید به سیاست‌های مبهم آمریکا در قبال ایران واکنش نشان دهند.

آیا کنگره آمریکا با رای به وضع مجدد تحریم‌ها، برجام را نقض و مقدمات ایجاد تنشی دیگر را در خاورمیانه را فراهم می‌کند؟ آیا متحدان اروپایی آمریکا برای راضی نگه‌ داشتن دولت ترامپ باید همصدا با این کشور خواهان مذاکره مجدد برای رسیدن با توافقی بهتر شوند یا با ایستادن در کنار برجام تلاش خود را برای حفاظت از این توافق بدون حضور آمریکا انجام دهند؟ اگر اروپایی‌ها تصمیم به حفظ برجام بگیرند، روسیه و چین با همراهی ایران شرایط لازم را برای فاصله اروپا از آمریکا فراهم خواهند کرد، شرایطی که حتی می‌تواند به شکست اتحاد ناتو منجر شود. سوال دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا تصمیم ترامپ تقابل جدید آمریکا و ایران را که نتیجه آن جنگی دیگر در خاورمیانه است به همراه دارد؟ اتفاقی که برخلاف شعارهای ستادهای انتخاباتی ترامپ است و آمریکایی‌های به‌طور قطع با آن مخالفت می‌کنند.

درحال‌حاضر جایگاه بین‌المللی آمریکا تحت‌تاثیر تهدیدهای گوناگون تضعیف شده است. در این راستا، خروج آمریکا از «برجام» بیش از پیش جایگاه آمریکا را در سطح بین‌الملل متزلزل خواهد ساخت. قدرت‌های جهانی توافق هسته‌ای را برگ برنده‌ای برای همه (و نه‌تنها آمریکا) می‌دانند. بنابراین رئیس‌جمهور ترامپ به‌جای از بین بردن «برجام»، باید از این توافق ارزشمند حمایت کند.