رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا، در سفر به خاورمیانه، در مراسم افتتاحیه نخستین نشست همکاری دوجانبه عربستان سعودی و عراق سخنرانی کرد. اخبار و گمانه‌زنی‌های بسیاری پیرامون اهداف و انگیزه‌های آشکار و پنهان این سفر منتشر شده است. بسیاری از خبرگزاری‌ها اعلام کردند آمریکا قصد دارد با ایجاد ائتلاف عراق و عربستان در جهت محدود کردن نفوذ ایران در منطقه گام بردارد.

به گزارش فاکس‌نیوز، رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا، امیدوار است که در خلال سفرش به خاورمیانه، به هدفی دست یابد که مدت‌ها است سیاستمداران آمریکایی را فریفته خود ساخته است: ایجاد ائتلافی میان عربستان سعودی و عراق و بستن درهای جهان عرب به روی ایران. در شرایطی که آمریکا برای ترمیم شکاف میان کشورهای حوزه خلیج‌فارس و قطر می‌کوشد و همچنین برای پایان دادن به جنگ‌های داخلی یمن و سوریه تلاش می‌کند، تیلرسون پرچمدار ترامپ برای دستیابی به هدف جاه‌طلبانه‌ای است که چندان دست یافتنی به نظر نمی‌رسد و بیشتر به یک قمار ژئوپلیتیک شباهت دارد. مقامات آمریکایی برای محدود ساختن نفوذ ایران محور تازه‌ای می‌جویند.

 اتحاد عربستان سعودی و عراق می‌تواند از دامنه نفوذ رو به گسترش ایران، از خلیج‌فارس تا دریای مدیترانه بکاهد. در شرایط کنونی که دولت عراق برای بازسازی مناطق بازپس‌گرفته شده از داعش، نیازمند کمک‌های خارجی است و از سوی دیگر با تنش‌های ناشی از همه‌پرسی استقلال کردستان دست به گریبان است، این موضوع اهمیت ویژه‌ای یافته است. تلاش برای نزدیک‌تر ساختن ریاض و بغداد تازگی ندارد، اما آمریکایی‌ها امیدوارانه ادعا می‌کنند تحولات ماه‌های اخیر در منطقه، فرصت مناسبی برای تحقق این ایده پدید آورده است. تیلرسون در سخنرانی خود در افتتاحیه نشست هماهنگی عراق و عربستان سعودی در ریاض ‌کوشید روابط را به سطح تازه‌ای ارتقا دهد. تیلرسون قصد دارد دست و دلبازی عربستانی‌های ثروتمند را به همسایه شمالی جنگ‌زده‌‌شان پیشکش کند.

او امیدوار است عربستان سعودی بخشی از درآمدهای سرشار نفتی‌اش را در پروژه‌های گسترده بازسازی عراق صرف کند تا زندگی را در شهرهایی نظیر موصل، به وضعیت پیش از داعش بازگرداند. حمایت دولت سعودی از حیدرالعبادی، نخست‌وزیر عراق نیز می‌تواند پیشنهاد تیلرسون را موجه‌تر جلوه دهد. اما تیلرسون در خاورمیانه بر لبه تیغ حرکت می‌کند. زیرا عراق که کشوری متنوع و متکثر از حیث قومی و مذهبی است، با همسایگان قدرتمندی احاطه شده است که هریک می‌کوشند آینده این کشور را تحت تاثیر قرار دهند. مقامات کاخ سفید مقابله با نفوذ ایران را جزو مهمی از استراتژی کلی آمریکا برای تقویت عراقی یکپارچه و قوی ذکر و ادعا می‌کنند به این ترتیب از بروز مناقشات مذهبی و قومی در این کشور پیشگیری خواهد شد.

 مناقشاتی که زمینه جولان دوباره داعش، یا جانشینانش را فراهم می‌کند. مک‌مستر در سخنان اخیرش ادعا کرده است: «ایران می‌کوشد عراق را ضعیف نگه‌ دارد و بر اعمال نفوذش در این کشور بیفزاید و الگوی حزب‌الله را در عراق نیز پیاده کند.» او افزود: «وجود عراقی یکپارچه و قوی به نفع آمریکا است. اما ایران می‌خواهد عراق را به خود وابسته نگاه دارد.» تقویت مناسبات عراق با مهم‌ترین رقیب منطقه‌ای ایران، یعنی عربستان سعودی، شیوه‌ای است که واشنگتن برای مقابله با نفوذ ایران در عراق در پیش گرفته است. تیرگی تاریخی روابط تیره و تار عراق و عربستان به اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ از سوی صدام حسین باز می‌گردد. اگرچه دو کشور در سال‌های اخیر برای حل اختلافات ‌فی‌مابین تلاش‌ کرده‌اند، اما سایه مناقشات پیشین هنوز بر سر این رابطه سنگینی می‌کند. عربستان در سال ۲۰۱۵ روابط کنسولی را با عراق از سر گرفت و سفارت‌ خود را در بغداد پس از ۲۵ سال بازگشایی کرد.

در آغاز سال جاری میلادی نیز تبادلات مرزی دو کشور آغاز شد. اما روند کند بهبود روابط دو کشور، در شرایطی که نفوذ ایران در منطقه به سرعت افزایش می‌یابد، نتوانسته رضایت آمریکا را تامین کند. ادعای برخی منابع مبنی بر مشارکت ایران در درگیری‌های اخیر دولت مرکزی عراق با نیروهای پیشمرگه کرد نیز به تنش‌ها دامن زده است. این درگیری‌ها در پی همه‌پرسی مناقشه‌برانگیز اقلیم کردستان اتفاق افتاد. مک‌مستر، مشاور امنیت داخلی ترامپ اعلام کرده است: «ترامپ مشتاق است عراق را باثبات ببیند، اما عراق باثباتی که با ایران همسو نباشد.» مک‌مستر افزود؛ امیدوار است عربستان در این میان نقش محوری را ایفا کند. ترامپ و تیم مشاوران امنیت‌ ملی‌اش بخش اعظم دستورالعمل امنیتی خاورمیانه‌‌شان را براساس تقابل با ایران تنظیم کرده‌اند. آنها ادعا می‌کنند نفوذ ایران به‌عنوان نیرویی قدرتمند، حیات اسرائیل و سایر هم‌پیمانان آمریکا در منطقه را تهدید می‌کند.

ترفندهای آمریکا

بنا به تحلیل المانیتور، آمریکا می‌کوشد زمینه‌های اندک همکاری عراق و عربستان را تقویت کند و تارهای نازک ارتباط بغداد و ریاض را مستحکم‌تر سازد، زیرا در ماه‌های اخیر نشانه‌های بهبود روابط دیده شده است. نشانه‌هایی نظیر سفر مقتدی صدر، روحانی شیعه عراقی به عربستان و سفر عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی به بغداد و بازدید حیدرالعبادی، نخست‌وزیر عراق از جده در ماه ژوئن. تیلرسون بلافاصله پس از رسیدن به قدرت،‌ پروژه تقویت روابط عربستان سعودی و عراق را کلید زد، به‌طوری که در اوایل زمامداری‌اش، یک جلسه معارفه بسیار مهم با کارمندان سفارت آمریکا در مکزیک را لغو کرد تا با عادل ‌الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان درخصوص روابط با عراق گفت‌و‌گو کند. گفته می‌شود این تیلرسون بود که از عادل الجبیر خواست به بغداد سفر کند تا پیام حسن‌نیت عربستان را ابلاغ کند و به طرف عراقی اطمینان دهد که عربستان بر عهد خود برای یاری رساندن به نابودی داعش استوار است. تنها دو روز پس از این تماس تلفنی، عادل الجبیر دیدار پیش‌بینی نشده‌ای از بغداد ترتیب داد. او نخستین وزیر امور خارجه سعودی بود که در ۲۷ سال اخیر به بغداد سفر کرد.

برت مک‌گرک، نماینده ویژه رئیس‌جمهوری آمریکا در ائتلاف مقابله با داعش، خبر انجام نخستین پرواز مستقیم تجاری میان ریاض و بغداد را در حساب توئیتر خود منتشر کرد. ابتکارات گوناگونی برای تقویت روابط سعودی-عراقی توسط مک‌گرک به کار بسته شده است. او در کنار استوارت جونز، دستیار پیشین وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک، در طول ۱۸ ماه گذشته در این زمینه تلاش کرده است. جلسات بسیاری در بغداد و ریاض برگزار شده و نقشه‌راهی برای پیشبرد و تعمیق همکاری‌های متقابل تهیه شده است.

مک‌گرک تابستان امسال به همراه یکی از وزرای عربستان، از مناطق آزاد شده از دست داعش در شمال سوریه بازدید کرد. او در ماه اوت در بیانیه‌ مشترکی با جیمز متیس، وزیر دفاع اعلام کرد: «از سوی عربستان پیشرفت‌های قابل‌توجهی در جهت حل مناقشات تاریخی با عراق، اتفاق افتاده است.» این تلاش‌ها در ۱۹ اکتبر به‌ثمر رسید، زمانی که سلمان بن عبد‌العزیز پادشاه عربستان طی یک تماس تلفنی حیدر‌العبادی را به نخستین نشست همکاری دو کشور دعوت کرد. اما تاریخچه روابط این کشورها و پیوندهای مذهبی، مانعی بر سر راه ماموریت پیچیده تیلرسون در منطقه است.

 


 

امیرعلی ابوالفتح

نظم منطقه‌ای ترامپ از چه اصولی پیروی می‌کند

دامن زدن به رقابت‌های تهران-ریاض

امیرعلی ابوالفتح

کارشناس مسائل آمریکا

با گذشت چند ماه از آغاز دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در ایالات‌متحده آمریکا، یک بار دیگر بحث تدوین سیاست منطقه‌ای این کشور در منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) در دستور کار قرار گرفته و با تغییر دولت در واشنگتن به نظر می‌رسد که این تغییر در استراتژی و نگاه ایالات‌متحده آمریکا به منطقه ظهور و بروز بیشتری پیدا کرده است. ترامپ مانند اکثریت قریب به اتفاق روسای جمهور آمریکا پیش از این، در تلاش است که برای این منطقه حساس از جهان، نظم موردنظر خود را پیاده کند؛ نظمی که در سپهر سیاسی دولت ترامپ قابل تصور است از یک‌سری شاخص‌ها برخوردار است. برخی از این شاخص‌ها، ادامه راهکاری است که پیش‌تر از سوی دولت‌های قبلی دنبال می‌شد و برخی نیز اختصاصا به دولت کنونی تعلق دارد.

در گام اول به‌نظر می‌رسد اصلی‌ترین شاخص نظم ترامپی در منطقه غرب آسیا، تکیه بر قدرت عربستان سعودی به‌عنوان کشوری است که هم توان مالی بالایی دارد و هم از نفوذ سیاسی در میان کشورهای عربی برخوردار است. به همین دلیل اولین مقصد در سفر خارجی دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، ریاض تعیین شد و در سفر به عربستان، ترامپ حدود ۴۰۰ میلیارد دلار قرارداد نظامی و غیرنظامی با عربستان امضا کرد. او جایگاه بالایی را برای عربستان در نظر گرفته است و به همین دلیل ریاض به‌عنوان مکانی برای ملاقات رئیس‌جمهور آمریکا با سران کشورهای عربی-اسلامی درنظر گرفته شد و حدود ۵۰ تن از سران و نمایندگان کشورهای عربی-اسلامی به دعوت پادشاه عربستان و برای دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا به ریاض سفر کردند. بنابراین بیش از هر زمان دیگری، استراتژی منطقه‌ای آمریکا روی تکیه بر عربستان شکل گرفته است.

بحث بعدی این است که به موازات تکیه آمریکا بر عربستان،‌ تضعیف جمهوری اسلامی ایران نیز در دستور کار است. باید توجه داشت که دولت کنونی در آمریکا بیش از دولت‌های قبلی، اقدامات عملی در قبال ایران انجام داده است؛ در این خصوص، به چالش کشیدن توافق هسته‌ای موسوم به برجام، طرح اتهام همکاری ایران با گروه‌های تروریستی، فشار بر سپاه پاسداران و تضعیف توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران در قالب برنامه‌های موشکی قابل ذکر است. از این جهت است که در نظم ترامپی برای منطقه غرب آسیا حضور یک قدرت منطقه‌ای خارج از کنترل یعنی جمهوری اسلامی ایران چالش‌برانگیز است و باید برای مهار این وضعیت،‌ قدرت ایران تا حد امکان تضعیف شود.

در راستای این تحول یعنی دو سوی سیاست منطقه‌ای آمریکا که یکی قدرت یافتن عربستان و دیگری تضعیف ایران است، اقدامات بعدی انجام خواهد گرفت؛ اقداماتی شامل ایجاد اتحاد در جهان عرب حول محور عربستان و شکل گرفتن ائتلاف منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران. یک پارامتر سوم نیز به این قضیه اضافه می‌شود و آن بازیگری اسرائیل است. در این باره دولت کنونی آمریکا تلاش دارد در نهایت این اختلاف دیرینه را به سرانجام برساند و بین اسرائیل و اعراب به رهبری عربستان صلح برقرار کند. این مساله که هواپیمای دونالد ترامپ در سفر به منطقه از ریاض پرواز و در تل‌آویو به زمین می‌نشیند یک نشانه سمبلیک از نزدیک کردن جهان عرب تحت کنترل عربستان به اسرائیل است؛ دولت‌هایی که خود را در برابر دشمن مشترکی به نام ایران و نقش‌آفرینی آن در منطقه تعریف می‌کنند. بنابراین شاخص‌هایی که نظم ترامپی دنبال می‌کند بر دو پایه قرار دارد؛ اگر در زمان ریچارد نیکسون سیاست منطقه‌ای بر دو ستون قرار داشت امروز یک ستون علیه ستون دیگر شکل می‌گیرد و فعل و انفعالاتی که قرار است در منطقه رقم بخورد در چارچوب دامن زدن به رقابت منطقه‌ای میان عربستان و جمهوری اسلامی ایران است.