بحران‌های سیاسی خاورمیانه را اگردر موضوع این کتاب به‌عنوان متغیر مستقل مطرح کنیم به مهم‌ترین عوامل از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۴ در منطقه خاورمیانه اتفاق افتاده و تاثیر مستقیمی بر بازار جهانی نفت داشته‌اند، پرداخته شده است، بحران‌هایی چون انقلاب ایران (۱۹۷۹)، جنگ ایران و عراق (۸۷- ۱۹۸۱)، اشغال کویت توسط عراق (جنگ خلیج‌فارس ۱۹۹۱) و حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. بحران وضعیتی است دارای دو شرط لازم و کافی که عبارتند از: ۱- دگرگونی در نوع یا افزایش در شدت کنش‌های متقابل شکننده بین دو یا چند دولت، با تشدید احتمال مخاصمات نظامی که طبعا روابط آنها را بی‌ثبات می‌کند و ساختار یک نظام بین‌المللی را به چالش فرا می‌خواند. ۲-در بحران‌ها، جرقه افزایش شدت (کنش متقابل شکننده) معمولا به‌وسیله یک عمل یا رویداد زده می‌شود؛ یک بیانیه تهدیدآمیز شفاهی یا کتبی، یک عمل سیاسی همچون قطع روابط دیپلماتیک، یک عمل اقتصادی مثل تحریم اقتصادی و یک عمل نظامی غیرخشونت‌آمیز همانند نقل‌وانتقال نیروها و... بحران‌های سیاسی که از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۴ در خاورمیانه اتفاق افتاده را می‌توان در تعریفی که ارائه شد گنجاند چراکه هر یک از بحران‌ها موجب شدند تحولاتی در نظام بین‌الملل و روابط بین‌الملل شکل بگیرد، به‌عنوان مثال اگر حمله عراق به کویت را در درون یک تئوری بحرانی بین‌المللی مورد بررسی قرار دهیم، می‌بینیم با یک جرقه مثل بیانیه شدیداللحن صدام که در اجلاس سران شورای همکاری خلیج‌فارس در قطر بیان گردید شروع شد و کویت را متهم به کارشکنی کرد. مطرح کردن این بیانیه- زمزمه حمله به کویت خوانده شد و سرانجام عراق با پیغام‌های متعدد در اوت ۱۹۹۱ به کویت حمله کرد و موجب مشکلات سیاسی- اقتصادی فراوانی در سطح منطقه و جهان شد. قسمت دیگری از موضوع کتاب بازار جهانی نفت است که به‌عنوان متغیر وابسته مطرح است چراکه با تحولات سیاسی بازارهای نفت هم تغییر پیدا می‌کند.

برای بررسی بازار نفت در کل می‌توان بازار را در دو بخش اوپک و غیراوپک مورد بررسی قرار داد. اوپک سازمان کشورهای صادر کننده نفت Organization of Petroleum Exporting Countriesدر نتیجه اقدام مشترک پنج کشور بنیانگذار، ایران، عربستان، عراق، کویت و ونزوئلا در۴ سپتامبر ۱۹۶۰ تشکیل و یک سازمان بین دولتی است و علت تاسیس اوپک این بود که در دهه ۱۹۵۰ رشد عرضه نفت بیش از تقاضای آن شد و قیمت نفت کاهش یافت. در فوریه ۱۹۵۹ شرکت بین‌المللی نفت یک‌سویه از بهای توافق شده کاستند. وزرای نفت عربستان و ونزوئلا به تکاپو افتادند، قرار بود در همان روز‌ها کنگره اعراب در قاهره برگزار شود و مسائل نفتی مطرح شد و کشورهای دیگر مثل عراق، ایران و کویت هم در جلسات بعدی شرکت کردند و سرانجام تصمیم به تاسیس اوپک گرفته شد. هدف اوپک هماهنگ‌سازی و به‌کارگیری وحدت‌رویه در سیاست‌های نفتی کشورهای عضو، به‌کارگیری روش‌ها و ابزار برای حذف نوسانات زیان‌بار و تثبیت بهای نفت و تعیین بهترین ابزار برای دفاع از منابع فردی و گروهی اعضا بود.

کشورهای عضو اوپک حدود ۴۰ درصد نفت‌خام و ۱۵ درصد گاز طبیعی جهان را تولید می‌کنند و صادرات نفت اوپک ۵۵ درصد از معاملات نفتی بین‌المللی را تشکیل می‌دهد. بنابراین اوپک نقش متوازن‌کننده در عرضه، تقاضا و قیمت را در جهان بازی می‌کند.  دومین گروهی که در بازار جهانی ایفای نقش می‌کنند اعضای غیراوپک یا عضو آژانس بین‌المللی انرژی International Energy Agency (I.E.A) هستند. آژانس بین‌المللی انرژی در پی وقایع و حوادث متعددی در فضای متشنج تاسیس شده که از جمله آنها جنبش ملی شدن نفت، تشکیل اوپک، تلاش برای افزایش قیمت نفت و... است.

بحران انرژی سال ۱۹۷۳ ضربه نهایی بود که آمریکا، اروپای غربی و ژاپن را به ضرورت تاسیس آژانس ترغیب کرد. بنا بر این عوامل متعددی در تعیین قیمت تاثیرگذار هستند مثل تهی شدن ذخایر نفتی، افزایش تقاضا که چند عامل اصلی سبب افزایش تقاضا می‌شود. ۱-افزایش جمعیت ۲- افزایش تولیدات و...، تصمیمات سیاسی نفتی، تصمیماتی که تولیدکنندگان مثل اوپک در سهمیه و تولید می‌گیرند باعث نوساناتی در بازار قیمت می‌شوند، جنگ و بحران‌های سیاسی و اقتصادی، بحران و بی‌ثباتی سیاسی در یک کشور بزرگ صادر‌کننده نفت یا مصرف‌کننده، سبب افزایش یا کاهش قیمت می‌شود، عامل روانی و... موارد مذکور باید مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد، بنابراین نویسندگان کتاب حاضر در این جهت نیز لازم است در تحقیقات بعدی اهتمام نظر داشته باشند.

* دکترای علوم سیاسی، عضوهیات علمی دانشگاه

 

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند