کافه گلدون

بزرگمهر

کافه گلدون همون کافه نفس سابقه که نزدیک در شرقی دانشگاه تهران است. راستیتش ما به توصیه مرجان رفتیم و من اولین بارم بود که می‌خواستم برم کافه گلدون. چون من احساس می‌کردم که اکثر کافه‌هایی که نزدیک دانشگاه هستن و مشتری‌های هدفشون دانشجوها هستن، خیلی با کیفیت نیستن و پر از دانشجوان. این بار دوستمون ما رو به مناسبت تموم‌ شدن درس و دفاعش به اینجا که گویا پاتوقشون هست دعوت کرد. واردش شدیم و همون اول چند تا گارسون ازمون استقبال کردن و راهنماییمون کردن که کجا بشینیم. از خوبی‌هاش بگم که کافه دو بخش مجزا داره. یکی برای سیگاری‌ها و دیگری برای غیرسیگاری‌ها. دکوراسیون کافه هم دلنشینه و پر از المان‌های نوستالژیکه. یه دیوارشون از این پنجره چوبی قدیمی‌هاست که گلدونای شمعدونی داره. ما هم همون نزدیکی‌هاش نشسته بودیم. ولی بگم که خب خیلی شلوغ و پر از مشتری بود و بیشتر مشتری‌هاش هم به نظر می‌اومد که دانشجو نباشن. برعکس اون‌ چیزی که قبلا تصور کرده بودم. یه منوی خیلی متنوع دارن که شامل انواع و اقسام قهوه‌ها و نوشیدنی‌های خنک و پیتزا و پاستا و سوخاری‌ها می‌شه. ما چهار نفر بودیم و یه بشقاب سوخاری و جوجه چینی و پاستای مرغ با سس آلفردو سفارش دادیم. که خیلی هم طول نکشید تا آماده بشه. طعم غذاها واقعا عالی بود و باکیفیت و حجم خیلی زیاد. یعنی می‌تونم بگم یه جورایی شاید فقط همون بشقاب سوخاری برای همه‌مون کافی بود! محدودیت زمانی هم برای نشستن سر میزها نداشتیم و ما کلی مشغول گپ و گفت بودیم. از هر دری سخنی. یه سورپرایز هم برای مشتری‎هاشون دارن و اون اینه که برای همه میزها به تعداد افراد، توی شات‌های کوچیک بستنی وانیلی پاک میارن که خدایا مزه بهشت می‌ده. البته این گویا برای فصل گرمه و زمستونا توی همین شات‌های کوچولو چای ماسالا می‌دن که خب خیلی حرکت جالب و جذابیه و واقعا بهمون چسبید. قیمت غذاها هم در مقایسه با کافه‌های دیگه و در مقایسه با کیفیت غذاهاشون واقعا مناسب است. پرسنلش هم خیلی ساده و صمیمی هستن. به هرحال جاییه که من قطعا با دوستای دیگه‌م میرم. شب‌ها هم به راحتی می‌تونید جای پارک پیدا کنید.

 

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند