همواره دغدغه آن را داشتم تا برخی معضلات و ناهنجاری‌های جامعه را با رویکرد و زاویه نگاهی خاص به مخاطب نشان دهم. سالیان سال ذهنم درگیر بیماری ایدز بود و به آن فکر می‌کردم که این بیماری چه ناهنجاری‌ها و اتفاقاتی را در جامعه می‌تواند به وجود آورد. از این موضوع که شاید انسان‌ها در ابتلا به این بیماری مقصر نباشند، گذر کردم و به جریانی رسیدم که در صورتی‌که جوان‌ها یا هر انسان موجه دیگری دچار این بیماری شود، چگونه اطرافیانشان می‌توانند با این موضوع کنار بیایند؟

پس از مشاهده مستندات، دریافت گزارش‌های میدانی و مطالعاتی متوجه شدم که مطرح کردن این اتفاق ازسوی فرد مبتلا با اطرافیان بسیار سخت است.در بسیاری از مواقع افرادی که دچار این بیماری هستند آن را مانند یک راز حفظ می‌کنند که این موضوع به شدت خطرناک است، چراکه امکان دارد اطرافیان فرد مبتلا از این مساله اطلاع نداشته باشند و آنها نیز مبتلا شوند. در صورتی‌که حداقل اطرافیان از این موضوع اطلاع داشته باشند خطر ابتلایشان به این بیماری کاسته خواهد شد.چه بسا اینکه شاید حمایت‌های بیشتری را از فرد مبتلا انجام دهند.این موضوع دغدغه من شد و تلاش کردم تا شخصیت‌هایی را در این نمایش خلق کنم که مبتلا به این بیماری هستند و اکنون از افشای آن به دیگران دچار هراس هستند. همه سعی‌ام در نگارش متن آن بود تا تمام کسانی که مبتلا به این بیماری هستند بتوانند، به راحتی بیماری‌شان را مطرح کنند.

داستان نمایش درباره این است که چهار پسر جوان که مبتلا به بیماری ایدز هستند، ترس افشای بیماری‌شان در جامعه را دارند و از این رو به پزشکی پناه می‌برند تا با کمک او بتوانند خانواده‌هایشان را در جریان این موضوع قرار دهند. پس از مدتی تراپیست وارد عمل شده و برای این جوان‌ها بازی را به وجود می‌آورد تا آنها طی آن بازی بتوانند رازشان را نزد دیگران فاش کنند...

تمرینات این نمایش حدود ۵ ماه به‌صورت فشرده طول کشید. من تنها موضوع اصلی را داشتم و به یک سری مستندات نیاز داشتم و شروع به نگارش متن همزمان با تمرینات کردم. تقریبا بستر قصه و داستان را در ذهن داشتم و سعی کردم اتفاقات را از بازیگران دریافت کنم که اگر آنها دچار این بیماری بودند چه کاری انجام می‌دادند و آیا این موضوع را با کسی عنوان می‌کردند؟ بنابراین این نمایشنامه براساس سوال و جوابی که میان من و بازیگران عنوان شد شکل گرفت و از این رو این متن بسیار نزدیک به زندگی واقعی ماست.

بیماری ایدز تا زمانی که مطرح نشود، یک معضل اجتماعی دردناک است. من بسیار به این قضیه فکر کردم که تا چه اندازه امیدوارکننده است که اطرافیان مبتلایان به این بیماری،آن‌ها را جدا از خود نبینند و بیماران به راحتی بتوانند به دیگران بگویند که دچار این بیماری هستند تا بتوانند حمایت بیشتری را از آنها بگیرند. این موضوع چندان عجیب و غریب نیست و با رعایت مواردی دیگران می‌‌توانند در کنار مبتلایان قرار بگیرند و خطری آنها را تهدید نکند. همه آنچه در این نمایش قصد داشتم آن را عنوان کنم این است که بیماری ایدز نباید به‌عنوان یک راز پنهان بماند و هر چقدر در میان گذاشته شود انسان‌های بیشتری می‌توانند با آن کنار بیایند.

نمایش «فاش» هر روز ساعت ۱۸ در سالن شماره یک عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه می‌رود و سیدسعید راستی، حسین میرزایی کلی، امیرحسین قاسمی، محمد شیخی و مهدی شهریاری بازیگران این اثر هستند.

نماش فاش3 copy

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند