کافه اخرا

یوسف‌آباد

دور، دور کافه‌های معروفه. کافه اُخرا هم معرف حضور اکثر کافه‌پسندها و اهالی کافه هست. منطقه ۶ و کلا یوسف‌آباد پر از کافه‌هایی است که برای اهالی کافه کاملا پاتوق شدن؛ جوری طرفدار دارن که یکی ندونه فکر می‌کنه وابسته به مثلا پرسپولیس یا استقلال هستن که یک عده عاشق و وفادار یک کافه هستن و کاملا مخالف و منتقد یک کافه دیگه! خلاصه کنم و برسم به کافه اخرا که شده کافه‌ای که همیشه راحتی صندلی‌هاش تو یادم می‌مونه. یه کافه آروم، صدای موزیک هم کم، سیگار ممنوعه و همه چیز در آرامش انجام می‌شه. یک خانم میانسال خیلی موجه و کلاسیک هم برای نوشیدن قهوه اونجا اومده بود، که در نوع خودش جالب بود! چنین مخاطب‌هایی هم این کافه داره. ما چندتا سفارش دادیم، که متاسفانه همه سفارشا رو با هم آوردن و میز هم کوچیک بود. من که اول شیر چای خواسته بودم هنوز فنجون دستم بود که تست هم رسید! خب اینو من کجای دلم بذارم؟ چایی بخورم تست سرد می‌شه، تست رو بخورم چایی سرد می‌شه. ملت استوری می‌ذارن که التماس تفکر؟ منم التماس تفکر دارم به خدا! شیر چای، قهوه موکا، اسپرسو ماکیاتو و کیک شکلاتی همه خوب بود ولی تست بادمجون قهرمان جام منو در کافه اخرا شد! از بس که این بادمجون خودش عزیزه، تنش به هرچی می‌خوره اون رو خوشمزه می‌کنه. خدایا از اینکه بادمجون رو آفریدی ازت متشکرم! اونجا که نشسته بودیم و گرم صحبت بودیم، دیدم یکی اومد تو و بعد با مهماندار با هم سمت در رفتن کمی صحبت کردن و مهماندار تنها برگشت. همش فضولیم گرفته بود که چی شد که اون رو راه ندادن. تا اینکه مهماندار رو صدا کردم و کنجکاویم رو مطرح کردم؛ خیلی آروم و مودب توضیح داد تولد گرفتن تو کافه ممنوعه، گفتم اما اینا تا دم در اومده بودن؟ گفت ولی ما این اجازه رو به هیچ کس ندادیم، حتی گفتم که کیکشون رو می‌تونم بذارم تو یخچال براشون.  دیدم راست می‌گه قانونه دیگه، تازه کافه اخرا خیلی کوچیکه واسه تولد خوب نیست.  ولی بالاخره بعضی قانون‌ها هم بسیار عجیبه و بهتره راه‌حلی براش بذارن.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند