برای آشنایی بیشتر با نویسنده صفحه‌ اجتماعی ایشان را در اینستاگرام دنبال کردم و متوجه شدم که او در طول نگارش داستان خود دست به تحقیق گسترده در هر زمینه‌ای که از آن صحبتی به میان آورده باشد، می‌زند و به همین دلیل است که ماحصل دریافت خود را به‌گونه‌ای خواندنی در اختیار خواننده می‌گذارد. قهرمان داستان که او هم با الهام از شخصیتی حقیقی خلق شده در سال‌هایی شروع به کار کرده که در بعضی مشاغل از جمله پزشکی جوّی مردسالار حاکم است و در چنین فضایی دکتر کای اسکارپتا، قهرمان بسیاری از داستان‌های خانم کورن‌ول، برخلاف رود شنا کرده و موفق می‌شود در همان محیط مردسالار به بالاترین مقام در حیطه کاری خود یعنی به مقام ارشد پزشکی قانونی دست یابد و بدیهی است که مورد غرض‌ورزی همکاران مرد قرار بگیرد.

در طول راه همین عده با تنگ‌نظری کارشکنی‌های زیادی در کارش می‌کنند، اما او شخصیتی قوی دارد و با اتکا به همین خصوصیت کارها را پیش می‌برد و به سامان می‌رساند. داستان فراز و فرود بسیاری دارد و خواننده بارها حدس می‌زند و به یقین می‌رسد که قاتل را یافته، اما چنین نیست. نویسنده با چیره‌دستی قاتل را تا آخرین صفحات کتاب از دید همگان مخفی نگاه می‌دارد و با شگردهای خاص نویسندگی کسی را به‌عنوان قاتل به خوانندگان معرفی می‌کند که به هیچ روی قابل حدس و گمان نبوده. نکته‌ قابل‌‌توجه دیگر شخصیت‌های داستان هستند که هر یک دنیای خود و جذابیت‌های خاص خود را دارند، آدم‌هایی با نقاط ضعف و قدرت که به زیبایی شخصیت‌پردازی شده‌اند و هر یک سهمی بسزا در تکوین بخشی از کل ماجرا دارند. با توجه به طبیعت آثار جنایی باید بگویم این اثر بسیار پرکشش و جذاب بود و از ترجمه آن لذت بردم.

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند