بعد از دهه‌ها، چین سرانجام جهانی‌سازی مالی را پذیرفت و به تازگی اعلام کرد که از کنترل سرمایه دست خواهد کشید تا جریان خارجی نامحدود ارز (به اصطلاح پول داغ) را جاری سازد. در مقابل، بعد از دهه‌ها چرخه رونق-رکود، آرژانتین با یک بحران دیگر در حوزه اقتصاد کلان مواجه است و در نهایت کنترل‌های سرمایه را برای جلوگیری از کاهش فاجعه‌بار ارز خود اعمال کرده ‌است.

هر دوی این اپیزودها، واقعیتی را برملا می‌سازد که جهانی‌سازی مالی به‌رغم سابقه شکست، هنوز هم در میان سیاست‌گذاران رایج است. پس از همه اینها، آیا چین کنترل‌های سرمایه را در حال حاضر رها می‌کند و چه مدت طول می‌کشد تا آرژانتین اقدامات ضروری و بدیهی را اتخاذ کند؟

معجزه اقتصادی چین منابع زیادی دارد. علاوه بر چرخش بازارها، چین از صادرات و سرمایه‌گذاری خارجی، مهاجرت داخلی و میراث مائوئیسم در آموزش عمومی و سیستم بهداشتی، بهره‌مند است. همچنین وارث تمدنی با کشوری قدرتمند و موثر با سیستم حاکمیتی راهگشا، ولو ظالم است. مردم این کشور به‌طور جمعی مشتاق ثبات هستند. اما یک عامل مهم در رشد چین، تصمیم باز نکردن اقتصاد به روی جریان‌های سرمایه بود.

در اواخر دهه ۱۹۹۰، زمانی که معجزه اقتصادی چین در حال ظهور بود، به راحتی می‌توانست در برابر رواج جدی جهانی شدن مالی تسلیم شود. اگر این کار را کرده بود، بهترین نتیجه احتمالی، افزایش سرمایه‌های خارجی، تقویت رنمینبی، رشد صادرات کندتر و از دست رفتن پویایی بود. ماشین صادراتی چین به نیروی عظیمی که اکنون هست، تبدیل نمی‌شد و اقتصاد آن ممکن بود در نتیجه ناپایداری سرمایه خارجی، از بی‌ثباتی رنج ببرد. در واقع، آرژانتین (با نوسانات اقتصاد کلان دوره‌ای و بحران‌های مالی مکرر) تصویری کامل از این جنبه‌های منفی ارائه می‌دهد.

تقریبا افزایش ورودی سرمایه همزمان با هر بحران مالی بازارهای نوظهور در چند دهه گذشته، بوده است. این موضوع در دهه ۱۹۸۰ در آمریکای‌لاتین، ۱۹۹۱ در هند، ۱۹۹۴ در مکزیک و شرق آسیا و روسیه در اواخر دهه ۹۰ میلادی حقیقت داشت. این مساله همچنین در اوایل دهه ۲۰۰۰ در برزیل، ترکیه و آرژانتین و اواخر دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ در بالتیک(استونی، لیتوانی و لتونی)، یونان، ایسلند و اسپانیا نیز وجود داشت و البته این موضوع در مورد آرژانتین امروز نیز درست است.

دنی copy

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند