نمایش «آواز قو» اقتباس نیست و نمی‌توانم بگویم که آن را بازنویسی کردم چراکه متن اصلی به قدری محکم و دارای چارچوب درستی است که دلیلی بر بازنویسی وجود ندارد. من این اثر را تنظیم مجدد کردم و این نمایش همان «آواز قو» چخوف است و تغییری در آن صورت نگرفته است. ممکن است چخوف را نویسنده‌ای در سبک رئالیسم بدانند اما او به شدت مدرن می‌نویسد و این مدرن بودن مخلوطی از انواع سبک‌هاست و من معتقدم بعضی اوقات آثارش ابزورد است. زمانی‌که استانیسلاوسکی اثری از چخوف را اجرا کرد چخوف پس از دیدن نمایش گفت اجرای درستی از نمایش من نشده چون اندوه را به نمایش گذاشتید در صورتی‌که این نمایشنامه کاملا طنز است. من سعی کردم در این نمایش بیشتر به سمت تراژدی و کمدی بروم و امیدوارم که موفق شده باشم و این فضا به مخاطب نیز القا شود.

نقش مقابل آقای پورصمیمی را خودم بازی می‌کنم که براساس نمایشنامه چهار، پنج دیالوگ‌ دارد و نیاز بود این نقش پررنگ‌تر شود اما براساس سابقه ذهنی که درباره چخوف داشتم در دیالوگ‌ها دست نبردم و بنابر منطق داستانی از دیالوگ‌های دیگر آثار چخوف استفاده کردم بر این اساس بخشی از دیالوگ‌های نمایشنامه‌های «دایی وانیا» و «سه خواهر» این نویسنده وارد این اثر شده است. در نمایشنامه «آواز قو» قطعه‌ای از اشعار پوشکین استفاده شده است که براساس شخصیت‌پردازی نمایش شعر را تغییر دادم و سروده دیگری از پوشکین را جایگزین کردم. به نظرم زمانی‌که متنی نوشته می‌شود، نویسنده از اثرش جدا می‌شود و هر کارگردانی هر اندازه هم که بخواهد نمی‌تواند به متن اصلی کاملا وفادار باشد. نمایش «آواز قو» نوشته آنتون چخوف با ترجمه مرتضا کرامتی، محمود بهروزیان و سروژ استپانیان و به کارگردانی پریزاد سیف هر روز ساعت ۲۱ در سالن استاد ناظرزاده‌کرمانی روی صحنه می‌رود و سعید پورصمیمی و پریزاد سیف در این اثر بازی می‌کنند.

06 (6)

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند