آلیسیای نقاش ما، شوهر عکاسش را در خانه‌شان در یکی از محله‌های خوب لندن به قتل می‌رساند و تصمیم می‌گیرد دیگر کلامی حرف نزند. او وصله ناجور این خوبی‌هاست. زن عجیبی است. از طرح کشیدن و نقاشی، سیر و راضی نمی‌شود و مساله‌ ساده‌ای مثل خرید یک پنکه ذهنش را مشوش می‌کند. راه ارتباط مستقیم ما با این زن از طریق نوشته‌های دفتر خاطراتش برقرار می‌شود. اما فقط آلیسیا نیست که ذهن مشوشی دارد. تئو فابر نام روان‌شناسی است که چند سال بعد از ماجرای قتل پیدا می‌شود و اصرار بر مشکل‌گشایی دارد و می‌خواهد به هر قیمتی آلیسیا را به حرف دربیاورد. داستان این کتاب از اکثر داستان‌های جنایی که خشک و بی‌حس، کلیشه قتل را شاخ و برگ می‌بخشند، چند قدم جلوتر می‌رود: اول اینکه از دید یک روان‌شناس با کار برخورد داریم. داستان پر است از اتفاقات مهم روان‌شناختی و ریشه‌ای رفتار‌های جنون‌آمیز آدمی در زندگی. میکلیدس خود علاوه بر ادبیات انگلیسی، روان‌شناسی هم خوانده است. حتی چند سالی سابقه کار در یک مرکز نگهداری که نمونه عجیب آن در داستان خلق می‌شود را هم دارد. پس هر اتفاقی در این داستان را جدی بگیرید!

دوم اینکه این داستان ترکیب عجیبی از زندگی مدرن و اساطیر یونان باستان دارد. نویسنده یونانی‌الاصل نقاش سکوت اتفاقات زندگی شهری و به‌روز شخصیت‌های کتاب را به اصل اسطوره‌های یونانی برمی‌گرداند و واقعا با چیزی شبیه به همین توصیف مجله اینترتینمنت ویکلی رو‌به‌رو هستیم: ترکیبی از تعلیق‌های هیچکاک، طرح‌های آگاتا کریستی و تراژدی‌های یونانی.  حالا نقاش سکوت با تمام این تفاسیر که فقط بخشی از کل هستند، دست از صدرنشینی در لیست فروش کتاب‌های جنایی آمریکا و کشور‌های مختلف انگلیسی‌زبان و‌ غیرانگلیسی‌زبان بر‌نمی‌دارد و همین چند وقت پیش پروژه ساخت فیلم آن هم با همکاری برد پیت کلید خورد. خوشحالم که اولین ترجمه این کتاب را انجام دادم و نشر خزه آن را به چاپ رسانده است.  حالا دلم می‌خواهد یک بار دیگر داستان را بخوانم و یک بار دیگر این سکوت با تمام قدرتش در سرم صدا کند.

 

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند