امپراتور  میلیاردر مخابرات  آمریکای لاتین

کارلوس اسلیم در حال حاضر با ۶۴ میلیارد دلار دارایی، پنجمین فرد ثروتمند دنیا در لیست ۲۰۱۹ مجله فوربس محسوب می‌شود. او از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ ثروتمندترین فرد دنیا بود. اسلیم ثروتش را از شرکت مختلط «گروپو کارسو» (Grupo Carso) به دست آورد و سپس مدیرعامل و رئیس هیات‌مدیره شرکت‌های تلمکس و آمریکا موویل (America Movil) شد. آمریکا موویل بزرگ‌ترین شرکت مخابراتی در آمریکای لاتین و یکی از بزرگ‌ترین ارائه‌کننده‌های سرویس وایرلس در این منطقه است. اسلیم در ۲۸ ژانویه ۱۹۴۰ در مکزیکوسیتی به دنیا آمد. اصول اولیه کسب‌وکار را از پدرش یاد گرفت. وقتی ۱۲ ساله شد، در بانک سهام داشت. در سن ۱۷ سالگی در شرکت پدرش مشغول به کار شد و هفته‌ای ۲۰۰ پزو مکزیک درآمد داشت. در رشته مهندسی عمران در دانشگاه ملی مکزیک تحصیل کرد و سپس مشغول تدریس برنامه‌نویسی خطی و جبر در همان‌ جا شد.  پس از مدتی، مسیر شغلی خودش را در تجارت آغاز کرد و یک شرکت واسطه‌گر به نام «اینورسورا برساتیل» (Inversora Bursatil) تاسیس کرد. این شرکت ظرف چند سال توسعه یافت. اسلیم درسی را که پدرش در تجارت به او آموخته بود به یاد داشت، به‌طوری که با رشد شرکت، زندگی ساده‌‌ای را در پیش گرفت. او سودی را که از کار شرکت به دست می‌آورد، در کسب‌وکارهای دیگر سرمایه‌گذاری مجدد می‌کرد. در دهه‌های بعد، اسلیم مالکیت شرکت‌هایی را به دست آورد که فکر می‌کرد ارزش آنها دست کم گرفته شده و بسیار هوشمندانه مدیریت آنها را بازآفرینی می‌کرد. او کارش را بسیار سیستماتیک توسعه می‌داد. اولین‌ سرمایه‌گذاری‌هایش روی ملک، یک شرکت تجهیزات ساخت و ساز و سپس معدن‌کاوی بود. دامنه شرکت‌هایی که تحت مالکیت اسلیم بود، بسیار متنوع شده بود.

یکی از جنبه‌های حرفه‌ای کارلوس که در نوع خود بی‌نظیر است، این است که او بخش عمده‌ای از ثروتش را در طول یکی از سخت‌ترین بحران‌های اقتصادی مکزیک به دست آورد. سال ۱۹۸۲ اقتصاد مکزیک درگیر یک رکود شدید شد. اما این موضوع خدشه‌ای به اعتماد به نفس اسلیم وارد نکرد. او در همین مدت، مالکیت بنگاه‌های اقتصادی بیشتری را به دست آورد و وقتی شرایط اقتصادی تثبیت شد، ثروتش رشد بی‌حد و اندازه‌ای کرد.  در این دوران، از بین رفتن اعتماد سرمایه‌گذاران و سقوط نرخ ارز، به کاهش شدید قیمت‌ شرکت‌های ارزشمندی که مشکل مالی جدی هم نداشتند منجر شده بود. مثلا شرکت سمکس که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان سیمان در دنیا است، از جمله این شرکت‌ها بود و ارزش آن به ۲۶ میلیون دلار سقوط کرده بود. ارزش کل این شرکت در ابتدای سال ۲۰۱۶ به ۶۰ میلیارد دلار رسید. خرید پی‌درپی شرکت‌ها ادامه داشت و اسلیم حتی به خرید برخی برندهای آمریکایی مثل شکلات هرشیز، تایر فایراستون و کافی‌شاپ‌های دنیس روی آورد. همچنین او چند شرکت بیمه را خریداری و آنها را در قالب یک شرکت ادغام کرد. به این ترتیب، با اینکه امپراتوری اصلی او در حوزه مخابرات است، اما پرتفوی کسب‌وکار او حوزه‌های متنوعی مثل املاک، خرده‌فروشی، مخابرات، معدن، خدمات مالی، تنباکو، آلومینیوم، تایر، مس، بیمه، رستوران، نفت و گاز، کاغذ، هتل و... را در برمی‌گیرد.

مردم مکزیک می‌گویند نمی‌توان یک روز از زندگی در این کشور را بدون پول خرج کردن برای امپراتوری اسلیم سپری کرد. او سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در آمریکا هم داشته است. در سال ۱۹۹۷ کارلوس ۳ درصد سهام اپل را به قیمت هر سهم ۱۷ دلار خریداری کرد.

اسلیم از هیچ فرصتی برای توسعه کسب‌وکارش نمی‌گذشت. او هر چیزی را که فکر می‌کرد برایش سودآور است، می‌ربود. در سال ۲۰۰۸ با خرید ۴/ ۶ درصد سهام نیویورک‌تایمز که در آن زمان ضررده بود، دنیای کسب‌وکار را شگفت‌زده کرد. اما یک سری رویدادها در نتیجه اقدام او، باعث شد قیمت سهام این شرکت افزایش قابل‌توجهی پیدا کند. در سال ۲۰۰۷ مجموع ارزش شرکت‌هایی که اسلیم تحت تملک داشت، ۱۵۰ میلیارد دلار بود. طبق اعلام مجله فورچون، ثروت شخصی او در آن زمان نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار بود که او را به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا تبدیل کرد.

همچون سایر همتایانش، او چند بنیاد بشردوستانه راه‌اندازی کرده است. موفقیت‌های متناوب کارلوس اسلیم، جوایز و اعتبار زیادی برای او به دنبال داشته است. در سال ۱۹۸۵ از اتاق بازرگانی مکزیک، مدال افتخار کارآفرینی دریافت کرد. در سال ۲۰۰۳ بهترین مدیرعامل سال و در سال ۲۰۰۴ به‌عنوان بهترین مدیرعامل دهه از سوی مجله Latin Trade معرفی شد.

 سبک مدیریت

کارلوس اسلیم برای اتخاذ تصمیم‌های کسب‌وکار و حل مشکلات، از سبک رهبری تحول ساختاری و ویژگی‌های کاریزماتیک استفاده می‌کند که تحت‌تاثیر اصول و عقاید شخصی او است. مدیرانی که این سبک را دارند، از قابلیت فکری خود برای الهام‌بخشی به زیردستانشان استفاده می‌کنند تا آنها به عملکرد بهتری دست یابند. او به ساختارهای سازمانی ساده با کمترین سطح سلسله‌مراتب اعتقاد دارد.

اسلیم در طول سال‌ها افکارش را در مورد موفقیت، رهبری و سیاست به اشتراک گذاشته و الهام‌بخش کارآفرینانی بوده که از نظرات او بهره می‌برند. به‌عنوان مثال، موفقیت از نظر او انجام عالی کارها نیست. او می‌گوید: «موفقیت یک عقیده بیرونی نیست، بلکه یک حالت درونی است. موفقیت یعنی هماهنگی بین روح و احساسات شما که نیازمند عشق، خانواده، دوستی، اعتبار و درستی است.»‌ همچنین او در مورد میراثی که افراد به‌جای می‌گذارند می‌گوید: «انجام درست کارها فقط مسوولیت شما و جامعه نیست، بلکه یک نیاز احساسی است. ما در نهایت، این دنیا را بدون هیچ چیزی ترک می‌کنیم و فقط کار، خانواده، دوستان و شاید یک اثر مثبت را از خودمان به‌جای بگذاریم.»  با اینکه او ۷۰ سالگی را رد کرده، اما همواره نسبت به پیشرفت‌های تکنولوژی هوشیار و به‌روز بوده و شرکت‌هایش را در موقعیتی قرار داده که از این پیشرفت‌ها بیشترین بهره را ببرند. «تکنولوژی در همه‌جای دنیا زندگی مردم و جوامع را متحول می‌کند. وظیفه اصلی من این است که بدانم در دنیا چه می‌گذرد و کجا می‌توانم خودم را با آن منطبق کنم.»‌


 اسلیم  در 12 سالگی در بانک سهام داشت.

اسلیم مالکیت شرکت‌هایی را به دست می‌آورد که فکر می‌کرد ارزش آنها دست کم گرفته شده و بسیار هوشمندانه مدیریت آنها را بازآفرینی می‌کرد.

یکی از جنبه‌های حرفه‌ای اسلیم که در نوع خود بی‌نظیر است، این است که او بخش عمده‌ای از ثروتش را در طول یکی از سخت‌ترین بحران‌های اقتصادی مکزیک به دست آورد.

اسلیم از طرفداران  کاهش تعداد روزهای کاری در هفته است و می‌گوید روزهای کاری کمتر راهکاری برای تحولات مدنی هستند.


تحول مدنی با روزهای کاری کمتر

کارلوس اسلیم از طرفداران کاهش تعداد روزهای کاری در هفته است. او در مصاحبه‌ای که چند سال پیش با بلومبرگ داشته، می‌گوید: روزهای کاری کمتر راهکاری برای تحولات مدنی هستند. همیشه، با پیشرفت تکنولوژی، مردم کمتر کار کرده‌اند. این روزها عمر انسان طولانی‌تر شده و نیاز به فعالیت‌های فیزیکی کمتر است. این تمدن جدید به دانش و تجربه بیشتر و تقلای فیزیکی کمتر نیاز دارد. این مهم است که افراد دیگر در سنین ۵۰، ۶۰ یا ۶۵ سالگی بازنشسته نشوند. از نظر من سن بازنشستگی باید افزایش یابد، چون دانش و تجربه آنها بیشتر می‌شود. همچنین فکر می‌کنم افراد باید سه روز در هفته کار کنند، تا کیفیت زندگی آنها افزایش یابد و این موضوع مشوق فعالیت‌های اقتصادی زیاد دیگری خواهد بود؛ مثلا بالا رفتن میزان گردشگری، تفریح، ورزش، امور فرهنگی و آموزشی. مردم می‌توانند از روزهای آزاد بیشتر خود برای یادگیری بیشتر استفاده کنند.

 

این مطلب برایم مفید است