چه اتفاقی می‌افتد اگر راهی برای جمع‌آوری پول برای برنامه‌های رفاهی اجتماعی  بدون تحمیل مالیات‌های بیشتر وجود داشته باشد؟ که در حقیقت وجود دارد: خزانه‌های ملی باید صندوق‌های مراقبت اجتماعی ایجاد کنند که پول را با نرخ سود پایین قرض کرده و درآمد وصولی را در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنند. با توجه به یک مطالعه از داده‌های ۱۶ اقتصاد پیشرفته در طول یک قرن، بازگشت سرمایه‌گذاری در سهام به‌طور متوسط ۹۶/ ۶ درصد بالاتر از بازگشت اوراق‌قرضه دولتی بوده‌است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه حقوق صاحبان سهام در سال‌های اخیر کمی کمتر بوده‌ است. بنابراین به‌طور محافظه‌کارانه فرض کنید که در طول ۵۰ سال آینده میزان بازدهی تقریبا ۴ درصد خواهد بود. این نشان می‌دهد که دولت‌ها قادر به قرض گرفتن از مردم با نرخ ۴ درصد پایین‌تر از سطح بازده بازار سهام خواهند بود. چطور چنین چیزی می‌تواند وجود داشته باشد و چرا یک سرمایه‌گذار ثروتمند از این آربیتراژ استفاده نکرده است؟ اینجا باید به این تفکر بازگردیم که بازارهای دارایی به وجود آمدند تا به انواع مختلف مردم، اجازه تجارت دهند. با توجه به این رویکرد، نوسان بازار هیچ ربطی به اصول بنیادی اقتصادی ندارد، بلکه تنها روحیه حیوانی سرمایه‌گذاران را منعکس می‌کند که در عیاشی خرید و فروش سهام، شرکت می‌کنند و از امواج بدبینی و خوش‌بینی درونیشان سوخت می‌گیرند. با توجه به این دیدگاه از بازارها، نوسانات به این دلیل وجود دارد که تقریبا همه افرادی که شما و من با آنها در بازارهای مالی معامله می‌کنیم هنوز متولد نشده‌اند.

1sc copy

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند