این شهر به کجا می‌رود؟ چه کسی مسوول است؟ در کوچه‌های ده، دوازده متری با برج‌های سر به فلک کشیده، ترافیک، امنیت اجتماعی، آلودگی‌های هوا و صدا و غیره و ده‌ها بلکه صدها مشکل و معضلی که شهروندان تهرانی را درگیر خود کرده است و... الهیه تا دهه چهل که نگارنده در دبیرستان‌های قلهک تحصیل می‌کرد، پر از باغ‌های گیلاس و آب فراوان بود. درختان تنومند گیلاس که اواخر بهار و اوایل تابستان میوه‌شان می‌رسید و باغداران، جوانک‌های زرگنده و قلهک را به کار می‌کشیدند و به مزدی اندک و با سطلی در دست، روانه شاخسار درختان می‌کردند تا گیلاس بچینند. بچه‌ها هم شکم سیری گیلاس تک دانه سیاه شمیرانی که نسلش برافتاده، می‌خوردند و چند سطل گیلاس برای صاحب باغ می‌چیدند و پول سینما بهار و آستارا و ساندویچ تخم‌مرغ یا دو پر کالباس آخر هفته را درمی‌آوردند و آخر کار راضی و خوشحال و پرت و پلاگویان روانه خانه‌هاشان می‌شدند. امروز تمام آن باغ‌ها به برج‌هایی تبدیل شده که ساکنانش از اقصی نقاط ایران جمع شده‌اند، بی‌حسن سلوک و بی‌آنکه وجه اشتراکی بینشان باشد. تنها وجه اشتراک آنها پورشه و آپارتمان سوپرلوکس است. در مقابل دروازه‌غاری پدید آمده که دنیای دیگری است. در آنجا مواد مخدر را تزریق می‌کنند و مثل نقل و نبات می‌خرند و می‌فروشند. کودک اجاره می‌دهند، بچه می‌فروشند، سر می‌برند، جان می‌کنند تا نانی به کف آرند و هر جوانی را به طرفه العینی به شیشه و متادون معتاد می‌سازند و آماده بهره‌برداری بعدی می‌کنند.

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند