کافه دور میز

خیابان آبان

دنبال یک کافه فوری‌فوتی بودیم طرفای آبان و خب برای من هم همیشه اینکه یک جای جدید برم موضوعیت داره و سعی می‌کنم برم و گزارش بنویسم ازش. این کافه رو داشتیم‌ ازش رد می‌شدیم که یهو دیدیم که یه بالکن و کلی میز و سریع پارک کردیم و عموما این‌طور کافه‌ها با محیط باز مطلوب نشستن هستن. رفتیم دیدیم به‌به چه کافه‌ای! بزرگ‌ و دلپذیر، حیف بارون‌زده بود به میزهای حیاط و اگرنه حال می‌داد حیاط بشینیم. رفتیم داخل و دیدیم خیلی پره اما یه میز بزرگ سراسری بود که  اونجا پیش بقیه نشستیم و سفارش خودمون رو از منوش انتخاب کردیم. ما به نیت گفت‌و‌گو رفته بودیم بنابراین به گرفتن یک سالاد اکتفا کردیم و نشستیم به گپ زدن. محیط این کافه دلباز بود و بزرگ؛ طراحی ساده‌ای داشت که از عموم کافه‌های ایرانی متفاوتش کرده بود. برخورد و ظاهر پرسنلش هم خیلی صمیمی و دوست‌داشتنی بود و برای گپ و گفت ما خیلی محیط خوبی بود حالا دیگه نمی‌دونم بغل دستی‌های ما از پر حرفی‌های ما به ستوه اومدن یا نه. خواستم از سرویسش استفاده کنم فرستادنم دو طبقه بالا و اونجا هم بدک نبود و نسبتا تر و‌ تمیز بود. وقت رفتن به سرویس کارتم رو بهشون دادم به همراه رمز تا حساب کنن و دوستم مهمان من باشه؛ بعد اینکه اومدم پایین یکی از مهماندار‌ها اومد و گفت مدیر کافه با شما کار داره؛ آن قدر خوب و مطلوب و طبیعی اینو گفت که دوستم فکر کرده بود واقعا با من کاری داره در حالی که رمز رو فراموش کرده بودن. طعم سالاد معمولی بود؛ سس بد بود. ظاهر سالاد فوق‌العاده صمیمی و زیبا بود. من باز هم به این کافه میرم، فقط به‌خاطر مدیریت و پرسنل صمیمی‌اش که هر بار باهاشون چشم تو چشم می‌شدیم لبخند بهمون حواله می‌کردن و این حس خوبی بهم می‌داد.