نکته بعدی مهم این است که وقتی در شرایط بحرانی قرار گرفتیم باید مدیریت بحران را انجام دهیم. نکته لازم و ضروری برای مدیریت شرایط بحرانی داشتن یک نگاه کاملا راهبردی و با فرماندهی واحد است و اگر افراد موجود در تیم فرماندهی نظر واحدی برای مدیریت بحران نداشته باشند عملا توان یکدیگر را خنثی می‌کنند. هم در لرستان و هم در خوزستان می‌توانستیم بهتر عمل کنیم. حاصل بی‌تدبیری سال‌ها آن شده که اکنون علاوه بر تلفات جانی، خسارت سنگین مالی و زیر ساختی را نیز باید تحمل کنیم. وقتی نمی‌پذیریم که کشور ما و اقلیم ما مخاطره خیز است. وقتی به تصور خود توسعه به همراه خوشبختی کوتاه مدت را برای راضی کردن دل مردمان ساکن در این نواحی هدیه می‌دادیم، فکر نکرده بودیم که وقتی سیل بیاید، تمامی این مستحدثات و مردم ظرف چند ساعت با سیلاب شسته خواهد شد. تازه این اتفاقا اول ماجراست. از این پس باید مراقب باشیم که در ایران و در شهرهای بزرگمان که بیش از ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارند، اگر سیلاب راه بیفتد چه باید بکنیم. تا ۱۶ فروردین پر‌جمعیت‌ترین شهر ایران که دچار سیلاب شد، شهر آق‌قلا بود که با حومه اش حدود ۱۳۰ هزار نفر جمعیت دارد. این شهر بعد از حدود ۲۰ روز هنوز از عوارض سیلاب رها نشده است. برای سیلاب‌های بزرگ تر در شهرهای پر‌جمعیتمان باید آماده شویم. اما گروه‌های دخیل در مدیریت بحران متعددند. به‌رغم وجود سازمان مدیریت بحران کشور (در وزارت کشور)، هنگام سانحه در عرصه عمل عوامل میدانی از سازمان‌های امدادی تا انتظامی تا خدمات امداد شهری (آتش نشانی)، و نیروهای نظامی دخیل هستند. در نواحی از ایران که سوانح اخیر موجب خسارت شده‌اند، حوادث قبلی اتفاق افتاده‌اند. سیل‌های خوزستان در فروردین ٩٤ و ٩٦ هم رخ دادند. توسعه و بازسازی نیز دراین نواحی انجام شده است. اینکه این زیر‌ساخت‌ها چگونه تا این حد آسیب‌پذیرند، بخشی به عدم توجه به مساله بازساختن-بهتر مربوط است. بعد از سونامی ۲۰۰۴ در اندونزی از سوی سازمان ملل مطرح شد که بازسازی فقط ساختن ساختمان و ابنیه فنی خراب شده نیست، بلکه عبارت از باز ساختن همه جانبه جنبه‌های فنی، اجتماعی، روانی، اقتصادی و مدیریتی جامعه آسیب دیده و آسیب‌پذیر به نحوی است که مردم زندگی بسامانی در آن مناطق تجربه کنند. (نه اینکه در فلاکت فقط در ساختمان‌های ساخته شده ادامه حیات دهند) این «بازساختن-بهتر» هنوز در کشور ما شروع نشده است. از تجربه‌های جهانی باید با بهره‌گیری از نیروی انسانی کارآمد خود درس بگیریم و اجرا کنیم. اما اگر بنا باشد همچنان به روال گذشته فقط مرهمی موقتی بر زخم گذاشته و برای مدتی ساختمان‌ها و محل‌های آسیب دیده را به شکل قبلی خود بازسازی کنیم اتفاق اساسی و بنیادینی رخ نمی‌دهد و باز در آینده شاهد وقایع تلخی از این دست خواهیم بود. بنابر این امیدوارم این‌بار یک نگاه جدید مدیریتی در کشور را شاهد باشیم چه در بازساختن‌-بهتر و چه در مدیریت بحران با رویکرد پیشگیری از وقوع بحران‌ها.