بوئینگ از ابتدا به دلیل حجم بالای فعالیت‌هایش مشتاق به برون سپاری در سطح داخلی و بین‌المللی بود و این رویکرد را به‌عنوان راهی برای کاهش هزینه‌ها و سرعت بخشیدن به توسعه پذیرفته بود. به‌عنوان مثال دربرنامه‌های توسعه‌ای مدل بوئینگ ۷۸۷این هدف در نظر گرفته شده بود که با برون سپاری زمان تولید را به حداقل ممکن برسانند وهزینه‌ها را از ۱۰ میلیارد به ۶ میلیارد کاهش دهند. اما نتیجه نهایی برخلاف انتظارها بود. این پروژه میلیاردها دلار بیش از بودجه اولیه و سه‌سال پس از برنامه زمانبندی شده انجام شد.  Jim Albaugh، رئیس بخش هواپیماهای تجاری بوئینگ در سال ۲۰۱۱ در رابطه با رویکرد شرکت در آن دوره توضیح می‌دهد «ما در تلاش برای توسعه فعالیت‌ها در آن دوره پول زیادی خرج کردیم تا زمانی که دریافتیم باید سعی کنیم فناوری‌های کلیدی را به خانه نزدیک کنیم.» رویکرد برون سپاری بوئینگ یکی از بزرگ‌ترین خطاهای فاحش این شرکت است. چراکه حتی با فناوری‌های اثبات شده خطرات عمده‌ای در برون‌سپاری بخش‌ها وجود داشت و گاهی در خط تولید اجزای سازنده در هنگام مونتاژ قطعات هواپیما با هم هماهنگ نبودند. بوئینگ همچنان بر رویکرد خود پافشاری داشت وبرای حل این مشکل حتی حاضر شد صدها مهندس خود را برای حل مشکلات فنی به سایت‌های مختلف تامین‌کنندگان قطعات در سراسر جهان بفرستد. این رویکرد اشتباه علت اصلی تاخیردر ارائه مدل توسعه یافته بوئینگ ۷۸۷ بود و در نهایت بوئینگ مجبور شد تمام فرآیندهای اجرایی را دوباره طراحی کند که هزینه‌های هنگفت پیش‌بینی نشده‌ای را برای شرکت در پی داشت. یکی دیگر از مشکلاتی که این شرکت با آن رو به رو شد گرم شدن بیش از حد باتری‌های لیتیومی استفاده شده در مدل بوئینگ ۷۸۷ Dreamliner بود. در چند مورد از سیستم‌های الکتریکی این مدل بوئینگ که اولین سال بهره برداری از آن در سال ۲۰۱۳ بود، باتری‌های لیتیومی دچارحریق شدند. این مشکل بزرگ که اولین بار موجب آتش‌سوزی در خط هواپیمایی ژاپن شد ضربه بسیار بزرگی به اعتبار این شرکت زد و هیات ایمنی حمل و نقل ایالات‌متحده کار روی یک پرونده تحقیق و تفحص را برای بررسی ایمنی این مدل آغاز کرد. این مشکل فنی که در چند مورد از مدل‌ها در پروازهای سراسر جهان مشکل ساز شد به یک بحران جدی برای این شرکت تبدیل شد که هنوز هم دلیل اصلی حوادث ایجاد شده مشخص نشده است و این پرونده همچنان در دست بررسی است.