یک جایگزین برای تولید ناخالص داخلی که توسط بدنه بزرگ و رو به رشدی از محققان در اقتصاد و روان‌شناسی حمایت می‌شود، سنجش مستقیم رفاه یا شادی است. برآوردها از سطوح رفاه در حال حاضر برای بسیاری از کشورها در دسترس است. اما این گزینه چندین عیب دارد؛ از جمله این واقعیت که شاخص‌های رفاه و خوشی در طول زمان کمی تغییر می‌کنند. برای مثال، برآورد‌‌های شادی در کشورهای ثروتمند به‌طور معمول امتیاز ۶ یا ۷ را در مقیاس صفر تا ۱۰ نشان می‌دهند.

یک راه برای ساختن شاخص‌هایی کاربردی‌تر برای سیاست‌گذاری، پیگیری اموری است که مردم زمان خود را صرف آن می‌کنند. اندازه‌گیری‌های رفاه می‌تواند به این امور وابسته شود. برای مثال، مردم به فراغت و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی علاقه زیادی دارند و زمان زیادی را در آن می‌گذرانند؛ اما در مقابل ممکن است از کارشان لذت نبرند و از رفت و آمد روزانه متنفر باشند. این رویکرد جذابیت آشکاری در یک اقتصاد مبتنی بر خدمات دارد که در آن ورودی اصلی زمان تولید و زمان مصرف است و در آن، تکنولوژی به وضوح، روشی را که بسیاری از مردم زمان خود را به آن اختصاص می‌دهند، تغییر می‌دهد.

در نهایت و شاید مهم‌تر از همه، باید یک گفت‌وگوی عمومی در مورد آنچه در حال رخ دادن است، وجود داشته باشد. اگرچه تعداد کمی از مردم کوچک‌ترین ایده‌ای در مورد اینکه تولید ناخالص داخلی چیست یا حتی مخفف چه چیزی است، دارند. این تنها عددی است که از استفاده مکرر به دست آمده‌است. جانشین چنین شاخص پرکاربردی باید جامع باشد و داستان متقاعدکننده‌ای را بازگو کند. شاخص جدید باید سازگار با تجربه باشد و آنچه را که در اقتصاد اتفاق می‌افتد، تعریف کند. تولید ناخالص داخلی ممکن است از تخت خود سرنگون شود؛ اما مطمئنا راه زیادی برای رفتن یک شاخص کامپوزیت دیگر به جایگاه فعلی شاخص تولید ناخالص داخلی وجود دارد.

17 (2)