جامعه‌ای که رقابت محور آن را تشکیل می‌دهد بر اساس برنده و بازنده شکل می‌گیرد و افراد از مشارکت و همدلی دور هستند. سیستم آموزشی کشور نقش مهمی در این فرهنگ‌سازی اشتباه دارند، به‌طورمثال ما در مدارس اسامی شاگردهای اول را روی دیوار می‌بینیم و حالا به فکر می‌افتیم که چگونه نام خودمان را به این دیوار برسانیم و آنها را به درجه پایین‌تری بیاوریم. دانش‌آموزان در کشورهای پیشرفته‌تر همیشه به‌صورت مشارکتی به فعالیت می‌پردازند و نتیجه پیشرفت این جوامع در مقایسه با جامعه کنونی ما کاملا نشانه درستی این نوع رفتار جمعی است.  باعث خوشحالی است که اخیرا درسی به نام ارزش‌های زندگی به دانش‌آموزان تدریس می‌شود و در واقع علم رفتار در کنار علم ریاضی، ‌ادبیات و... معنا پیدا کرده است، ‌گرچه نمی‌دانیم مربیان این درس تا چه حد متخصص هستند. متاسفانه با فرهنگ رقابت بزرگ می‌شویم و تحت تاثیر این فرهنگ موفقیت دیگری را به معنای باخت خودمان می‌دانیم. عامل دیگر در این روزها بحران اقتصاد است که باعث پریشانی و ناآرامی می‌شود و در حال حاضر گریبان جامعه را گرفته است. با وجود این مشکلات اگر هریک از ما نگاه انسانی و نوع‌دوستی خود را بیشتر کند و خود را جای دیگری بگذارد، قطعا تحمل شرایط آسان‌تر می‌شود. به‌طور مثال زمانی که در حین رانندگی با راننده‌ای پرخاشگر مواجه می‌شویم که اطلاعی از دلیل این خشم نداریم، تنها با درک فرد عصبی می‌توانیم از کنار این فرد گذر کنیم و خشونت بیشتری را رقم نزنیم. در نهایت برای فرهنگ‌سازی درست به پیوندی میان رسانه و نهاد‌های مربوط به کاهش خشونت مانند وزارت بهداشت نیاز داریم؛ زیرا به این واسطه ویدئوها و فیلم‌های آموزشی درخصوص کنترل خشم و آموزش درباره رفتار و نگاه درست به کودکان و نوجوانان ارائه می‌شود.