این مساله تا حدود زیادی با عنوان برندسازی در حوزه فرهنگ خود را نشان می‌دهد. البته ذائقه مردم در ایجاد و گسترش دامنه فعالیت افرادی که به‌عنوان سلبریتی در جامعه شناخته می‌شوند، بسیار مهم است. اینکه افراد را به دلیل اقبال عمومی به‌عنوان دیکتاتور یا تحمیل شده به مردم بدانیم، نادیده گرفتن خواست مخاطبینی است که از روی سلیقه و ذائقه خود به سمت هنرمندان حرکت می‌کنند.اینکه افراد به هر دلیلی امروز توانسته‌اند در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌های رسمی به‌عنوان افراد پرمخاطب شناخته شوند، به دلیل خواست مدیران فرهنگی و تصمیم‌سازان در این زمینه نیست.

تکثر افرادی که توانسته‌اند در سال‌های گذشته به‌عنوان سلبریتی و افراد مرجع شناخته شوند، به دلیل تغییر سلیقه مخاطب بوده است، نه اینکه این افراد از سوی تلویزیون و سایر نهادهای فرهنگی به مردم تحمیل شده باشند.در اقبال یا عدم اقبال مردم به سلبریتی‌ها و هنرمندانی که دارای مخاطبان فراوانی هستند، تنها عملکرد آنها و خواست جامعه مهم خواهد بود. البته برخی از جریانات به‌عنوان مخالف جریان تبدیل این هنرمندان به مرجع اجتماعی آنها را تهدید برای جامعه معرفی می‌کنند.در این‌خصوص نیز باید عنوان کرد جامعه با توجه به اتفاقاتی که در سطوح مختلف آن رخ می‌دهد، در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب افرادی است که می‌توانند در آن موثر باشند. ایجاد تعامل با افرادی از این دست به‌جای تهدید خواندن آنها، می‌تواند جامعه را از تک‌سویی خارج کند.