همان طور که پیداست پداگوژى مفهومى کلى است که مى‌تواند در زمینه‌های متعدد فردى و اجتماعى، کاربردى و پیش‌برنده باشد. با وجود اینکه این مفهوم بیشتر در حوزه‌هاى آموزش کودکان و نوجوانان مطرح بوده و همیشه در طول زمان، معلمان را منظور نظر داشته است، اما در عین حال پتانسیلى جدى است براى ایجاد روندهایى متفاوت. به‌طور مثال در هنر و به طور خاص در هنر اجرا و تئاتر، از سویى به سایکودراما نزدیک مى‌شود و از سویى مى‌تواند با شکل‌دهى نوعى تئاتر تعاملى، با بهره‌گیرى از امکان مشارکت مخاطب، جریانى پداگوژیک را به وجود آورد. گرچه که اینها، تنها بخشى از امکانات پداگوژى است، و این نگاه، می‌تواند در اشکال بسیار نامحدودى ظاهر شود و اثرگذار باشد. در یک اجراى پداگوژیک تعاملى، مخاطب تماشاگر صرف نیست و درست در همین نقطه جریانى اینتراکتیو مخاطب را به تداخل جدى در جریان نمایش وارد مى‌کند. پس در چنین اجرایى ما با تماشاگرى منفعل مواجه نخواهیم بود. شکل تعامل مخاطب البته به فراخور اهداف اثر، طبعا در هر اجرا، متفاوت خواهد بود. من متنی را با رویکرد «پداگوژی»، انتخاب کردم اما در زمینه‌اى متفاوت و بسیار چالش‌برانگیز. قصدم این بود مفاهیم عمیق فلسفی - روانکاوانه با استفاده از مدیای تئاتر، آن هم در فضایی به شدت اگزیستانسیال، به تماشاگر عرضه شود. نمایش «لثه‌های پشت دندان‌هایت را آزار بده» امروز پنجشنبه ساعت ۱۷ در تماشاخانه شانو روی صحنه می رود.