یکی از حساس‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران وقایع مربوط به ۸ سال دفاع مقدس و جنگ با رژیم بعثی عراق است. تفاوت‌ها در نگرش به هر جنبه از جنگ و همچنین تمایل به اسطوره‌ و قهرمان‌سازی از چهره‌های درگیر در آن، تنها بخشی از مشکلات پیش روی مورخان و واقعه‌نگاران جنگ هشت ساله است. اختلاف نظرها و بعضا تناقض‌ها در بخش‌های مختلف هر روایت دشواری کار را دوچندان می‌کند. از این رو کم‌کم نقش تاریخ‌شفاهی در تاریخ‌نگاری دفاع مقدس پررنگ‌  و اهمیت و ارزش آن عیان شد. در چنین شرایطی با جان گرفتن تاریخ شفاهی و روایت راویانی که خود به طور مستقیم در عملیات‌ها و وقایع مختلف جنگ درگیر بوده‌اند این امکان را به مخاطب و جامعه می‌دهد که خود با مطالعه و تحقیق درباره هر موضوعی و خواندن و شنیدن روایت تک‌تک اعضای درگیر، به یک تصویر کلی و ملموس برسد. در این زمینه کسانی چون مرتضی سرهنگی فعالیت زیادی کرده و طی سال‌های اخیر کارنامه موفقی داشته‌اند، اما از طرف دیگر نمی‌توان تاریخ را آن‌طور که مورد پسند سلیقه‌ای خاص باشد، روایت کرد. تاریخ‌نگاری شباهت بسیاری به روزنامه‌نگاری دارد و در آن حفظ بی‌طرفی و دوری گزیدن از قضاوت اهمیت بسزایی دارد. اگر تاریخ را با صداقت و حفظ بی‌طرفی ثبت و روایت نکنیم، آن گاه هر کس با هر هدف و منظوری می‌تواند وقایع را آن گونه که خود می‌پسندد، روایت کند. این مهم ضرورت پرداختن حرفه‌ای را به تاریخ دفاع مقدس دوچندان می‌کند. در چنین شرایطی است که دیگر یک توییت درباره یک واقعه این چنین واکنش عمومی را برنمی‌انگیزد؛ چراکه واقعیت هر رخداد نزد همگان عیان است و نگرانی‌ای از تحریف یا دستکاری حقیقت نیست.