شیوه روایی بهار دانش نیز به سبک داستان‌سرایی هندی، داستان در داستان است؛ به هر مناسبتی داستانی نو آغاز می‌شود و گاه در میان آن نیز داستانی تازه مطرح می‌شود که داستان اصلی، شرح عشق جهاندارشاه است و پس از سختی بسیار به وصال بهره‌ور بانو می‌رسد و داستان‌های فرعی پیرامون این داستان اصلی شکل می‌گیرد. کتاب بهار دانش اثر عنایت‌الله کنبوه لاهوری (درگذشته ۱۰۲۸ یا ۱۰۸۸) از آثار ادبیات فارسی در هند و از جمله پرخواننده‌ترین متون ادبی است که بیش از ۳۰۰ نسخه خطی و چندین شرح و فرهنگ از آن در دست است. کمتر کتابی تا این اندازه نسخه خطی دارد. این کتاب مهم تاکنون در ایران به شیوه منقح تصحیح انتقادی نشده بود. بهار دانش سرمشق نویسندگی منشیان و کتاب درسی مکتبخانه‌ها و فارسی‌آموزان هندی بوده و معرف سبک داستان‌پردازی هندی داستان در داستان است. سبک نگارش بهار دانش متکلف و مصنوع است و نویسنده در آن بیشتر به آرایش الفاظ و عبارات توجه داشته است. هدف اولیه نویسنده صنعتگری و آرایش‌های کلامی است تا داستان‌نویسی. بن‌مایه‌های قصه‌های بهار دانش متنوع و تلفیقی از داستان‌های ایرانی و هندی است. بهار دانش جز ارزش‌های یادشده یکی از متون ادب عامه نیز هست. متنی اندک متفاوت که زبان آن نسبت به دیگر آثار این حوزه متکلف و دشوار است. موضوع داستان اصلی و عمده‌ترین داستان‌های فرعی بهاردانش را داستان‌های مکر زنان تشکیل می‌دهـد. در این داستان‌ها زنان به شیوه‌های گوناگون مردان خود را فریب می‌دهند. با نگاهی به درونمایه برخی داستان‌های بهار دانش به این نکته می‌توان پی برد: برهمنـی سـاده لـوح کـه فریـب زن حیله‌گر خود را می‌خورد؛ زنی که ازدواجی نسنجیده، او را نگون‌بخت می‌کند؛ گستاخی و هوسبازی پسر خشت‌زنـی کـه بـه همسر کسی دل می‌بندد و از او دست بردار نیست؛ مسافری بدکار که به‌دلیل ارتباط نامشروع با پسری جوان و زنی شـوهردار گرفتار می‌شود؛ جوانی که با دیدن خیانت همسر در کنج عزلت می‌نشیند؛ شاه بنگاله که زن جادو صفت خود را می‌کشد.