اگر تحلیلگران سرشناس بازارها بازگشت بازار را به طرز ناموفقی هر سال پیش‌بینی می‌کنند، اما سیکل اقتصادی دروغ نمی‌گوید: بحران اقتصادی امری اجتناب‌ناپذیر است. و در تخمین من، ما از آنچه که تصور می‌کنید، به بحران نزدیک‌تریم. زمانی که نرخ بیکاری در اکتبر سال ۲۰۰۹ به قله ۱۰ درصدی رسید، ... همین‌طور در مه ۲۰۱۸، نرخ بیکاری به عدد ۸/ ۳ درصد اصابت کرد، که کمترین نرخ بیکاری از آوریل سال ۲۰۰۰ میلادی به‌حساب می‌آید و اگر یک‌دهم درصد کمتر بود، کمترین مقدار در ۳۹ سال اخیر محسوب می‌شد. نرخ بیکاری پایین معمولا علامتی از این است که اقتصاد ایالات‌متحده در وضعیت مطلوبی به ‌سر می‌برد. مساله این است: به طرز باور نکردنی بهبود نرخ بیکاری از نرخ ۴ درصد مشکل است. مشاغل درحال تغییر مردم ایجاد شغل کافی برای کاهش پایدار نرخ بیکاری به زیر ۴ درصد را دشوار می‌سازند. علاوه بر این، یک مجموعه کوچک‌تر از کارگران بیکار، شرکت‌ها را برای پر کردن موقعیت‌های با مهارت بالا و حرفه‌ای، دچار چالش می‌کند. اگر کارگران نتوانند جاهای خالی را پر کنند، آنگاه ظرفیت تولید آنها محدود خواهد شد. علاوه بر این، محیطی که در آن نرخ‌های بیکاری پایین است، توپ را به زمین کارفرمایان می‌اندازد. اگر صاحبان کسب‌وکارها نیاز به پرداخت دستمزدهای بالاتر برای استخدام کارگران جدید و حفظ استعدادهای موجود داشته باشند، نتیجه آن افزایش قابل‌توجه تورم خواهد بود که نتیجه بدی است. نرخ بیکاری یک شاخص با تاخیر است. شاخص‌های تاخیری پس از وقوع روند نمایان می‌شود. این شاخص‌ها در تایید یا رد روند پیش‌بینی شده توسط شاخص‌های راهنما، کاربرد دارد. نرخ بیکاری می‌تواند به شما بگوید که اقتصاد درحال تغییر شیفت است. حتی زمانی که رشد آهسته می‌شود، کارفرمایان از اینکه کارگران آموزش دیده را رها کنند، مردد هستند. آنها امیدوارند که شرایط بهبود یابد. زمانی که آنها نهایتا این دست از کارگران را بیکار کنند، موتور رکود اقتصادی روشن می‌شود.

15 (7)