در این زمینه بحث‌های گزینش هم مبهم است و معلوم نیست افراد بر اساس چه ملاکی انتخاب می‌شوند. با فرصت‌طلبی‌هایی که وجود دارد باید دعا کنیم اوضاع بدتر نشود. البته از آن طرف فضای مجازی امیدوارکننده است که بعضی اوقات، در مواردی که واقعا روشن است، می‌آید و فشار می‌آورد. چند نمونه‌اش را هم این یکی دو روز دیدیم؛ آقایی از موسسه حکمت و فلسفه می‌خواست همشیره‌اش را به پست مدیریتی برساند و از آن طرف برای پسر آقای وزیر کشور هم جا پیدا شد. اینها الان دارد مطرح می‌شود و برای جامعه سوال است در شرایطی که تعداد زیادی تحصیل‌کرده داریم چطور این افراد در شرایط نابرابری توانسته‌اند جهش پیدا کنند. امیدوارم مجلس بتواند عرصه نظارتی‌اش را در این موارد تقویت کند و معیارهایی گذاشته شود و هر ۶ماه یا یک‌سال هم تحقیقی صورت گیرد درباره اینکه افرادی که گزینش شده‌اند با آن معیارها هم‌خوانی داشته‌اند و شرایط برابر بوده است یا نه. با فشار جامعه، اگر نماینده‌ها حالا نه در این دوره، بلکه در دوره‌های بعد برنامه‌هایی داشته باشند و جرات پیدا کنند، می‌شود امیدوار بود نیروهای صالح و شایسته که نیاز کشورند و مهم‌ترین سرمایه کشور هستند، فرصت کنند وارد این چرخه شوند. اگر رسانه‌های مختلف موارد فامیل‌بازی و پارتی‌بازی را افشا کنند و قوانین روشنی هم گذاشته و پیگیری شوند و فردی که رد شده است حق اعتراض داشته باشد  می‌توان امیدوار بود که شرایط برای افراد شایسته فراهم شود. در حال حاضر برای افرادی که ظاهرا جوان‌ترند ولی توانایی و مهارت لازم را در این مسابقه ندارند در باز شده، اما برای بقیه بسته است. بنابراین در این شرایط نمی‌شود خیلی خوش‌بین باشیم.