قشون ایران در دوره قاجاریه در وضعی بود که نه می‌شد، آن را حفظ کرد و نه فرصتی بود، تا با بی‌پولی و مبارزه مخالفان شیوه نوین را آموخت. بنابراین شکست سرنوشت محتوم آن بود. ژوبر وضعیت قشون ایران را پیش از انجام اصلاحات عباس ‌میرزا نایب‌السلطنه اسفناک خوانده است. حال آنکه در برابر سپاه کهنه و فرسوده و ناکار‌آمد قاجاریه، ‌روس ارتشی منظم و قدرتمند را دراختیار داشت. بعد از این شکست قشون قاجاریه استقلال خود را از دست داد و به این ترتیب روند فروپاشی قشون ایران آغاز شد. روس و انگلیس بر سرنوشت کشور تسلط یافتند و در بستر زمان اندک اندک از ارج و قرب قشون قاجاریه کاسته و بر احاطه دو کشور استعمارگر افزوده شد؛ به‌طوری‌که در اواخر این دوره، کشور را این دو دولت میان خود تقسیم کردند و هر کدام نیروی نظامی خود را بر حوزه تسلط یافته گماردند و قشون ایران جز«شیر بی یال و دم و اشکم» نبود. این وضع ادامه یافت تا رضاخان برآمد و با خروج قوای نظامی آن دو دولت، ارتش نوین ایران تشکیل شد. گواینکه ارتش جدید نظم و امنیت را به مردم ایران ارزانی داشت؛ ولی نتوانست قاجاریان را یاری رساند و این سلسله فروپاشید. با انتخاب تهران به پایتختی، آقا محمدخان، قاسم خان دولو (قاجار) را با صد تفنگچی به کوتوالی (قلعه بانی) حکومت تهران گماشت. وی نخستین رئیس شهربانی تهران است که با عده‌ای قراول در قراولخانه‌ها امنیت تهران را تامین می‌کرد. امیرکبیر با آموخته‌هایش از دوران سفارت در عثمانی و غیره زمانی که به صدارت رسید برای ایجاد نظم و تامین امنیت جانی و مالی در تهران دستور داد چهل قراولخانه در نقاط مختلف دارالخلافه دایر شود… اما با به قدرت رسیدن میرزاحسین سپهسالار (مشیرالدوله) دوباره اصلاحات مربوط به استقرار نظم از نو شروع شد. وی برای نخستین بار کلمه نظمیه را به کار گرفت و اداره نظمیه را تشکیل داد و محمدعلی خان را که از محصلان دارالفنون و از فرنگ برگشته بود به ریاست نظمیه تهران گماشت... در دوره ناصری در سال ۱۲۵۷ شمسی، نظم و امنیت شهرها به عهده «داروغه» بود که زیر نظر اداره‌ای به نام «دیوان بیگی» (اداره حکومتی یا فرمانداری) که در راس آن بیگلربیگی (فرماندار حاکم) قرار داشت، انجام وظیفه می‌کرد.