این روزها در سراسر جهان مردم بسیاری برای دیدن جاذبه‌های زمین‌شناسی سفر می‌کنند و همین دلیل شاخه‌ جدیدی از گردشگری به‌نام «زمین‌گردشگری یا ژئوتوریسم» خلق شده است. گودال‌های چند هزار ساله، غار نهشته‌های چند میلیون ساله و نشانه‌هایی که از عمر چند میلیارد ساله زمین، این خانه ارزشمندمان حکایت می‌کند. در این سفرنامه برایتان از سفری یک‌روزه گفته‌ام که در نزدیکی پایتخت به‌نام «روستای پاده و تپه‌های مریخی» گذشت و در آن توانستیم زمین‌گردشگری را تجربه کنیم.

  چگونه آغاز کردیم؟

صبح یک روز تعطیل با حدود بیست نفر گردشگر علاقه‌مند و دوست‌داشتنی، برای دیدن جاذبه‌ای خاص به سمت شرق تهران حرکت کردیم. از اتوبان خاوران به پاکدشت رفتیم. بعد از صرف صبحانه در رستوران بین‌راهی، مسیرمان را به سمت ایوانکی و گرمسار ادامه دادیم و بعد از خروجی آرادان، از طریق جاده‌ای که از اتوبان جدا می‌شد به سمت «روستای پاده» پیچیدیم.  پاده روستایی کهن با خانه‌هایی نیمه متروک و جامانده از دورانی با شکوه بود. قلعه، حمام و یخچال روستا را به همسفرانم نشان دادم و از روزگاری گفتم که این روستا بر سر کاروان‌های راه ابریشم که از خاور تا باختر کالا جابه‌جا می‌کردند، قرار داشته است.  پاده آخرین محل برای تهیه مایحتاج ناهار و استفاده از سرویس بهداشتی بود. به همین دلیل حدود چهل دقیقه در این روستا ماندیم و بعد به سمت تپه‌های مریخی حرکت کردیم.

  مسافران مریخ

حالا وقت دیدن تپه‌هایی بود که در اثر فرسایش به شکلی عجیب و زیبا درآمده بودند و آنقدر جذاب بودند که چند سال پیش اولین گروه راهنمایان و گردشگران وقتی آن ‌را دیدند، نامش را «تپه‌های مریخی» گذاشتند. پیش از آغاز راهپیمایی به مسافرانم یک کیسه پارچه‌ای حاوی انجیر و خرمای خشک، کشمش و بادام دادم تا انرژی کافی برای حدود سه ساعت پیاده‌روی را داشته باشند. سپس برایشان توضیح دادم که فضای اینجا بسیار شکننده است و تا حد ممکن نباید از مسیر اصلی که گردشگران قبلی از آن گذشته‌اند، خارج شویم.  راهمان را از کناره‌‌ تپه‌ها به سمت قلل کم‌ارتفاع ادامه دادیم و وقتی حدود یک ساعت راه رفتیم، برای استراحت در کناری نشستیم. آنجا برای مسافران از فرسایش آبی و بادی گفتم که این هزار دره‌ شگفت‌انگیز را خلق کرده است. برایشان توضیح دادم این فرسایش در کشور ما اکثرا در زمین‌هایی که گچ و نمک دارند شکل می‌گیرد و معمولا نمی‌توان با کمک پوشش گیاهی جلوی این فرسایش را گرفت. بعد از کمی استراحت حرکت کردیم.

  تونلی برای شادی

اگر تا به امروز تونل‌های وحشت زیادی را تجربه کرده‌اید حالا وقتش شده که با تونل شادی هم آشنا شوید. در مسیر تپه‌های مریخی به معدن نمک متروکه‌ای رسیدیم و پس از کسب اجازه از نگهبان معدن، برای دیدن آن حرکت کردیم. دهانه‌های معدن با ارتفاع زیاد و رنگ سفید قصه‌های اساطیری کهن را یادآوری می‌کردند و هوای خنک معدن باعث شد تا لباس‌های گرمی را که آورده بودیم به تن کنیم. برای مسافرانم توضیح دادم که تنفس و حضور در این محیط چقدر برای بدنشان مفید است و پزشکان بسیاری معتقدند که این محیط حتی خاصیت‌های درمانی دارد و حضور در آن شادی‌آور است. بعد برایشان گفتم که در اینجا معادن نمک دیگری هم هستند و خلوص نمک منطقه بسیار بالاست.

به جز معادن و تپه‌های جالب، در مسیر به عوارض زیبا و رنگارنگی برخوردیم که نمک آنها را در طی هزاران سال شکل داده بود. آنها تیز، برنده و بسیار سخت بودند و همین موضوع باعث شده بود تا سال‌ها از گزند افراد سودجو در امان بمانند؛ عوارضی که ارتفاع، رنگ‌ها و حتی جایگاه شکل‌گیری‌شان داستان‌های مهمی را از گذشته‌ زمین نقل می‌کرد، پرده از اسرار بسیاری برمی‌داشت و حفاظت از آنها بسیار اهمیت دارد.

  غروبی به رنگ خون اژدها

آفتاب کارش در آسمان تمام شده بود و ما هم دیگر باید بازمی‌گشتیم. از دور بازتاب انوار خوش‌رنگ خورشید را که روی «کوه اژدها» افتاده بود، به مسافرانم نشان دادم و بعد از شنیدن قصه‌ نام‌گذاری این کوه، به سمت خانه راه افتادیم.