توسعه بزرگراه‌ها و ایجاد راه‌هایی برای ورود خودروهای بیشتر به کلانشهری همچون تهران و همچنین بارگذاری‌های گسترده باعث شد تا این شهر کیفیت زندگی خود را روزبه‌روز بیشتر از دست بدهد. شهردار جدید تهران تنها کاری که می‌تواند در این برهه از زمان انجام دهد، این است که عرصه شهری را در پایتخت باز کند. مفهوم عرصه‌گشایی این است که شهردار باید تمامی عرصه‌های صلب و سخت تهران را کاهش داده و بستری باز برای شهر ایجاد کند. باید قبول کرد که تهران نیاز به تنفس دارد. بعد از نیم قرن توده‌گذاری در شهر تهران، این کلانشهر نیازمند نفس کشیدن است.  تنفس برای بازیابی اقلیم، بازیابی برای فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی و حتی فعالیت‌های زیست‌محیطی و اقتصادی نیازی است که در برهه کنونی، پایتخت بیش از پیش به آن محتاج است. تهران نیاز به یک فرصت کامل برای احیا و بازسازی خود دارد. بنابراین شهردار آینده باید این فرصت را دراختیار این شهر بگذارد. باید قبول کرد که دیگر تهران یک کارگاه عمرانی نیست. دیگر پایتخت توان بارگذاری و ساخت و سازهای پی در پی را ندارد. دیگر رشد نامتوازن نمی‌تواند تهران را به سمت آینده‌ای بهتر سوق دهد به این دلیل است که تاکید می‌شود این شهر نیاز به عرصه‌گشایی دارد. باید تهران عرصه‌ای برای زیست شهروندان باشد نه اینکه مانند گذشته محلی برای حرکت خودروها و فعالیت‌های عمرانی. فراموش نباید کرد که توده‌گذاری و فرآیند ساخت‌وساز همواره متکی بر رانت بوده است. آنچه در دهه‌های اخیر پای رانت را به مدیریت شهری پایتخت باز کرده ساخت‌و‌ساز بوده است نه عرصه‌گشایی.  عرصه‌گشایی فی‌نفسه راهی برای مبارزه با رانت و افزایش و توسعه شفافیت خواهد بود. در عرصه‌گشایی و ایجاد فضای باز هیچ رانتی وجود ندارد. شهردار جدید تهران باید فضای تنفس را در تهران ایجاد کند و دیگر هیچ کاری انجام ندهد!