یا عمدتا به معضلات اقتصادی همچون از دست دادن شغل، سلب حق اقامت در منزل و غیره؟ اکثر تحلیل‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که معضلات اجتماعی غالب بوده‌اند. آنها معتقدند که داستان به همین سادگی است: ترامپ به وسیله «محکومین» انتخاب شد، که نیروی آنها از خشم نژادی، جنسیت‌گرایی و وحشت یا بیزاری از مهاجران خارجی تامین می‌شد. آنها می‌گویند اقتصاد به‌طور کل تفاوت خاصی را رقم نزده است. این روایت، بارها و بارها به‌طور وسیع در رسانه‌ها تکرار شد که آن را به نوعی به درک رایج تبدیل کرده است.  مقاله جدید ما نشان می‌دهد که این دید رایج، اشتباه است. تصویر به‌طور قابل‌توجهی پیچیده‌تر است. معضلات اجتماعی قطعا نقش مهمی را در پیروزی ترامپ بازی کردند اما ارزیابی دقیق از چندین نوع داده، تصویر واقعی را پیچیده‌تر نشان می‌دهد. فاکتورهای اقتصادی در هر دو مرحله اهمیت داشته است. علاوه بر این، در انتخابات عمومی در مقایسه با انتخابات مقدماتی، فاکتورهای اجتماعی در حقیقت به جای کمک به ترامپ، به او ضربه زده‌اند. حتی اگر بپذیریم خشم نژادی و جنسیت‌گرایی اثرات مهمی داشتند، این مقاله نشان می‌دهد چگونه ملاحظات اقتصادی گوناگون، شامل نگرانی‌ها در مورد واردات و از دست دادن شغل، نابرابری ثروت، برنامه‌های رفاه اجتماعی و زیرساخت‌های مناطق فقیرنشین، به ترامپ در پیروزی در انتخابات اولیه جمهوری‌خواهان کمک کردند.

15 (3)