گوته با شوق و عشقی که به ادبیات ایران داشت با نگارش «دیوان غربی شرقی» به جهانی شدن ادبیات ایران کمک زیادی کرد و ما باید دِین او را ادا کنیم. بعد از ترجمه کتاب «اشتیاق» با کارهای گوته بیشتر آشنا شدم و خودم تعدادی از آثار او را برای ترجمه انتخاب کردم. «تفنن و سرگرمی‌های مهاجران آلمانی» نخستین ترجمه من بود. مطالب این کتاب مرا تحت تاثیر قرار داد، چون خودم نیمی از عمرم را در مهاجرت به سر برده‌ام. مطالب این کتاب به گونه‌ای است که گویی گوته در عصر کنونی زندگی می‌کند. همچنین دیالوگ ۳۰ صفحه‌ای جذابی در آغاز این کتاب وجود دارد که گوته در آن انقلابیون و ضدانقلابیون را مقابل هم قرار می‌دهد. در این کتاب چند داستان کوتاه و نیمه بلند آورده شده است. گوته جسارت طرح موضوعاتی که در جامعه تبدیل به یک تابو شده است، را دارد. بعد از آن کتاب «خویشاوندی‌های اختیاری» را که یکی از اساسی‌ترین موضوعات نوع بشر و جدال بین خرد و احساس را به تصویر می‌کشد، ترجمه کردم. این کتاب توانست برای نخستین بار روابط موازی و سیر تشکیل و فرجام آنها را بیان کند و نسبت به سایر ترجمه‌های انجام شده، بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است چون دارای موضوعی ملموس و حاد است و گاهی من این کتاب را برای درمان به مراجعه‌کنندگانم معرفی می‌کنم. بعد از این کتاب تصمیم گرفتم مخاطبان را با سبک‌های نگارش دیگر گوته آشنا کنم. «پنج اثر از گوته» مجموعه‌ای است متنوع که شخصیت و اندیشه‌های گوته را از زوایای گوناگون نشان می‌دهد. دو نمایشنامه «کلاویگو و استلا» را انتخاب کردم. کلاویگو برداشتی روانشناسانه و هستی‌شناسانه از انسان و درگیری‌ها و تضادهایش مطرح می‌کند و شخصیت مردی خواهان ترقی اجتماعی و عاطفی اما گرفتار در کشاکش سهمگین میان پیشرفت اجتماعی و دلبستگی عاطفی را به تصویر می‌کشد، نمایشنامه استلا نیز عشقی بدفرجام میان مردی متاهل و پریشان و معشوقه‌ جوانش را با ظرافتی کم‌نظیر به تصویر می‌کشد. نمی‌توانیم به اثری از گوته برسیم که اثری از فرهنگ‌های دیگر در آن نباشد و تا به حال بیش از ۸۰ هزار مقاله علمی درباره آثار گوته به زبان‌های مختلف نوشته شده که بسیار شگفت‌آور است.