در این بخش هم قبل از اینکه قبول کنیم یک روش علمی برای بررسی مسائل وجود دارد و بپذیریم ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم، گاه حرمت شهروندی را هم نگه نمی‌داریم. به جای اینکه فضای گفت‌و‌گو در دانشگاه شکل بگیرد، برای هم توپخانه درست می‌کنیم. البته عده‌ای هستند که سعی می‌کنند با احترام برخورد کنند که باید از آنها قدردانی کرد. به نظرم عده‌ای از مشکلاتی که در اقتصاد به‌وجود آمده سوءاستفاده می‌کنند. مساله دیگر این است که علم و ایدئولوژی با هم تفاوت دارند. علم یک مسیر پژوهشی دارد، اجازه آزمون می‌دهد و اجازه می‌دهد نظریه صادر شود. ما در علم نظریه داریم، آیین نداریم. به خصوص در علم اقتصاد. کسی که علمی را کسب می‌کند فلسفه علم را هم باید بداند. چیزی که مجال تست شدن نداشته باشد، علم نیست. علم به شما اجازه می‌دهد که به پرسش کشیده شوید و به پرسش کشانده شوید. اگر اجازه ندهیم به پرسش کشیده شویم، روش علمی را انتخاب نکرده‌ایم. در اقتصاد و همچنین علوم دیگر، مکاتب پژوهشی داریم که با به چالش کشیدن هم رشد کرده‌اند. بر همین اساس خیلی از اصول جدید وارد علم اقتصاد شده‌اند. مثل انتظارات عقلایی. ولی برخی افراد در هر یکی از جناح‌های فکری وسیاسی این موارد را رعایت نمی‌کنند. من باور دارم قبل از اینکه دانشمند باشیم، باید انسان خوبی باشیم. در شرایط اقتصادی هستیم که فکر نمی‌کنم مورد نظر هیچ کدام از طرفین باشد. در طول تاریخ بر پایه برخی نظریات، سیاست‌هایی اعمال شده که برخی موفق بوده‌اند و بعضی هم موفق نبوده‌اند. می‌توانیم مکاتبی داشته باشیم که به بازار آزاد اعتقاد دارند، می‌توانیم مکتب‌های سوسیالیستی داشته باشیم. هیچ مکتبی در تاریخ اقتصاد صددرصد کامل نبوده است. به نظرم اگر دست از سوءاستفاده از شرایط و علم اقتصاد برنداریم، قطعا مملکت راه درستش را پیدا نخواهد کرد. همین الان با خیال راحت می‌گویم بیشتر برنامه‌های ایران بر اساس هیچ مکتب علمی شناخته شده‌ای نیست. به همین دلیل فقط بیهوده همدیگر را نقد می‌کنیم و به هم اتهام می‌زنیم.