از صبح که سوار تاکسی می‌شویم خبرهای بد به سمت مان پمپاژ می‌شوند و می‌گویند فردا قیمت‌ها از امروز بالاتر است. در ۵ ماه اول سال ۹۷ ما بیشتر از همین مدت در سال ۹۶ نفت فروخته‌ایم و ارزی که وارد خزانه شده حدود ۲۰ درصد بیشتر از سال ۹۶ بوده است.

ولی جو روانی طوری شده که می‌گویند اگر امروز کالایی را بخرید بهتر از فرداست. این به شدت بر بازار تاثیر منفی گذاشته است. دلیل این هم که به هم تهمت می‌زنیم و کسی تاب حرف دیگری را نمی‌آورد، این است که در جامعه ما دموکراسی تمرین نشده است. به‌عنوان نمونه کوچک می‌توانم به خانواده‌ها اشاره کنم. ما در خانواده هایمان هنوز نمی‌توانیم حرف مخالف را تحمل کنیم.

در صورتی که زن و شوهر می‌توانند در مورد یک موضوع دو دیدگاه جداگانه داشته باشند و در عین حال کاملا هم با هم دوست باشند. مشکلی که الان در اقتصاد ما وجود دارد این است که حرف همدیگر را نمی‌پذیریم. گاهی حتی بدون اینکه حرف هم را بفهمیم آن را نفی می‌کنیم. مثلا می‌گویند یک اقتصاددان لیبرال است. در حالی که اصلا نمی‌دانند لیبرالیسم چیست. یکی از پایه‌های لیبرالیسم، راسیونالیسم است به معنای تکیه بر عقل و خرد. در دین ما هم تا جایی که با وجود وحی در تضاد نباشد، مورد تایید است.

ولی الان این کلمه در معنای انگ به کار می‌رود. امروز یک علم اقتصاد وجود دارد که طبق آن مصرف‌کننده انتظار دارد بهترین کالا را با کمترین قیمت از بازار بخرد. یعنی بر اساس عقلانیت و تابع مطلوبیت و تقاضا که اساس علم اقتصاد، خرد است. امروز جهالت اقتصادی بزرگ‌ترین مشکل اقتصاد ماست و کسانی که برخوردهای پوپولیستی می‌کنند بیشترین ضربه را به اقتصاد می‌زنند.