مادر شروع می‌کند به بافتن شال، بعد متوجه می‌شویم که بیش از ۲۰ سال است که از این تلفن گذشته و نه پسر به مرخصی آمده یا خبری از او شده است و نه این شال برای او فرستاده شده است. مادر همچنان در تخیلات خودش دارد این شال را می‌بافد و الان کل ساختمان را شال فراگرفته است. مادر معتقد است که این شال باید آنقدر بلند باشد که علاوه بر پوشاندن پسرش بتواند در اختیار دشمن هم قرار گیرد چون آنها هم سردشان است و باید گرم شوند. در این نمایش شال نماد صلح است و مادر نیز در صحنه‌ای اعتراض می‌کند که چرا به جای کلاه‌خود و ادوات جنگی، شال در اختیار سربازها قرار نمی‌دهند چون آنها در جبهه سردشان می‌شود. در پایان نمایش شاهد بازگشت سرباز به همراه جنازه خودش هستیم اما مفهوم انتظار هنوز به پایان نرسیده و خواهر سرباز که در انتظار دیدن او کور شده است جای مادر را می‌گیرد و نماد یک مادر دیگر می‌شود که در انتظار سربازهای دیگری است که هنوز به خانه باز نگشته‌اند. بن مایه اصلی نمایش مساله انتظار است و اینکه همیشه خانواده‌هایی هستند که در انتظار بازگشت سربازهایشان به سر می‌برند. نمایش در بستری رئالیستی روایت می‌شود اما در میانه با نمایشی اپیک روبه‌رو می‌شویم و در انتها فضاسازی به سمت سوررئال گرایش پیدا می‌کند.«سرباز شال بلند» تا ۱۰ مهر هر روز ساعت ۱۸:۳۰ در تماشاخانه ماه حوزه هنری به نشانی خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ روی صحنه خواهد رفت.

سرباز شال بلند