آنها معتقدند که برای رشد، سیاست‌ها نباید تنها معطوف به GDP صرف باشد. ۲۰ سپتامبر، آنها در یکی از بررسی‌ها خود به مقایسه سطح و استانداردهای زندگی در دو کشور آمریکا و فرانسه پرداختند:  تولید ناخالص داخلی سرانه در فرانسه به‌طور قابل توجهی کمتر از آمریکا است. در این کشور GDP سرانه در سال ۲۰۰۷ تقریبا ۶۷ درصد ایالات متحده بوده است. وضعیت مصرف هر شخص در فرانسه از این هم بدتر بوده و تنها معادل ۶۰ درصد آمریکایی‌ها بوده است (حتی با وجود افزودن مصرف دولتی به مصرف خصوصی).  اما شاخص‌های دیگر در فرانسه وضعیت بهتری را منعکس می‌کنند. امید به زندگی در فرانسه حوالی ۸۰ سال است که نسبت به آمریکا ۳ سال بیشتر است. فراغت نیز در فرانسه پررنگ‌تر است، هر آمریکایی به‌طور متوسط ۸۷۷ ساعت (هر شخص و نه هر کارگر در طول سال) کار می‌کند که در مقایسه با فرانسوی ‌ها عدد بزرگی است، چرا‌که هر فرانسوی به‌طور متوسط ۵۳۵ ساعت کار می‌کند. نابرابری نیز در فرانسه به مراتب کمتر از آمریکا است: انحراف استاندارد از لگاریتم مصرف(شاخصی از نابرابری) در ایالات متحده حدود ۵۴/ ۰ و در فرانسه تنها ۴۲/ ۰ است.  بر‌اساس نتایج ما، مرگ ومیر کمتر، نابرابری کمتر و فراغت بیشتر، هر‌کدام حدودا ۱۰ درصد به سطح رفاه فرانسه اضافه می‌کند. نگاه صرف به مصرف نشان می‌دهد که مصرف فرانسوی‌ها ۶۰ درصد ایالات متحده است، اما این داده منحصرا بر پایه مصرف است. اگر به‌جای آن، به داده‌های سطح رفاه نگاه کنیم، می‌بینیم که رفاه فرانسوی‌ها حدودا ۹۲ درصد ایالات‌متحده است.  محاسبات ما برای ارزیابی سیاست‌ها مهم است. بر اساس GDP سرانه، ممکن است عده‌ای فرانسه را به دلیل شبکه ایمنی گسترده‌تر و تخفیف کار در آنجا نسبت به ایالات‌متحده محکوم کنند، چرا‌که این سیاست باعث می‌شود درآمد آنها به دو‌سوم سطح ایالات‌متحده تنزل یابد. برای مثال، یکی از استدلال‌هایی که کار بیشتر آمریکایی‌ها نسبت به اروپایی‌ها را توجیه می‌کند، این است که نرخ مالیات حاشیه‌ای موثر در ایالات متحده کمتر است. اوقات فراغت بالاتر در فرانسه تا حدی مصرف کمتر آنها را نیز جبران می‌کند.

MI-JK-CHART-AUG18-04