کسب‌وکارهای بزرگ به طور روز‌افزون بزرگ‌‌تر می‌شوند و قدرت آنها به‌منظور لابی برای امتیازات ویژه و روی‌کار آمدن قانون‌گذاران موافق بیشتر می‌شود. این یک سیکل بی‌پایان است که نتیجه آن ایجاد بازارهای ذاتا ناعادلانه و فسادهای سیاسی و در نهایت به چالش‌ کشیده شدن اجتماع در مقیاس گسترده است. متاسفانه، لیبرال‌ها (آزادی‌خواهان) که ادعای بیشترین مخالفت را با این سیستم دارند، حقیقت مشکل را درک نمی‌کنند. همان گونه که میلتون فریدمن – اقتصاددان برجسته آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد که در سال ۲۰۰۶ چشم بر دنیا بست – توضیح می‌دهد، آنها فکر می‌کنند راه‌حل یک دولت بزرگ، دولت بزرگ‌تر است. این چیزی را حل نمی‌کند. در واقع دولت‌های بزرگ‌تر مستعد آن هستند تا امتیازات ویژه‌تری را ارائه کنند، امری که تنها مشوق‌های بیشتری را در اختیار لابی‌گران برای استفاده از این امتیازات قرار می‌دهد. فریدمن در ادامه توضیح می‌دهد که سرمایه‌داری بازار آزاد یک قدرت غیرمتمرکز ایجاد می‌کند (به‌جای قدرت متمرکزی که در دستان دولت است). نظام کسب‌وکار آزاد نیز فرصت‌های اقتصادی فراگیری را که برای حفظ آزادی جوامع ضروری هستند ایجاد می‌کند. هم‌زیستی چنین نظامی در کنار یک دولت‌ بزرگ امکان‌پذیر نیست. در واقع به منظور موفقیت نظام کسب‌وکار آزاد، قدرت دولت‌ها باید محدود شود تا شرایط سوءاستفاده از قدرت آنها از بین برود. در این باره موسسه «مک‌کنزی» در سال ۲۰۱۶ و پس از نهایی شدن «برجام»، در گزارشی تحت عنوان «ایران؛‌ فرصت رشد یک تریلیون دلاری؟» به ارائه چشم‌انداز و بررسی چالش‌ها و راهکارهای اقتصاد ایران پرداخت. در این گزارش یکی از چالش‌های اقتصاد ایران، توجه به کسب‌وکارهای بزرگ و محدودیت دسترسی بنگاه‌های کوچک و نوپا به منابع مالی عنوان شده است.