در دوران سربازی در موسسه روایت فتح مشغول به خدمت شدم و در آنجا پیشنهاد ساخت این مستند در ارتباط با موسیقی جنگ را ارائه کردم که مورد پذیرش قرار گرفت، ولی این فیلم به‌صورت شخصی ساخته شد و به نوعی مستقل از روایت فتح است و اکثر پلان‌ها و مصاحبه‌های انجام شده در خانه خودمان فیلمبرداری شده است. اوایل کار قسمتی از اطلاعاتی که در اختیار داشتیم گنگ بود، ولی در دل کار بسیاری از اطلاعات برایمان مشخص و روشن شد. در واقع در طول فیلمبرداری با توجه به مصاحبه‌هایی که با هنرمندان و مسوولان فرهنگی وقت انجام دادیم اطلاعات‌مان در مورد وضعیت موسیقی در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ افزایش پیدا کرد. من از این فرم در تمام فیلم‌هایم استفاده کرده‌ام؛ اما متاسفانه بعضا در بین مستندسازها نگاه خوبی نسبت به ساخت مستند براساس مصاحبه وجود ندارد. درساخت این مستند، آرشیو به کمک مصاحبه آمده و باعث شد که فیلم با آنکه طولانی است، ولی برای مخاطبان خسته‌کننده نباشد.در ساخت این مستند تمام تلاشم این بود که اطلاعات درست را به مخاطبان ارائه دهم و از این رو برخی از مصاحبه‌شونده‌ها به خوبی همراهی می‌کردند، ولی در مورد برخی؛ نمی‌توانستیم آنها را به‌راحتی به سر ذوق بیاوریم تا صحبت کنند.

ما برای ساخت این فیلم لیستی ۷۰ الی ۸۰ نفره از آهنگسازان، تنظیم‌کنندگان، خوانندگان و مدیران فرهنگی وقت را تهیه کرده بودیم که توانستیم با برخی از آنها گفت‌وگو کنیم. دوست داشتم در این مستند با علی معلم دامغانی و فریدون شهبازیان صحبت کنیم، ولی این امر اتفاق نیفتاد. همچنین علاقه‌مند بودم محمد رضا لطفی و پرویز مشکاتیان هم بودند و می‌توانستم سراغشان بروم. از طرفی به سایه نیز دسترسی نداشتم و محمدرضا شجریان و مهرداد کاظمی هم بیمار بودند و نتوانستیم از حضورشان استفاده کنیم. مطمئنا هر کدام از این افراد در این مستند حضور پیدا می‌کردند این مستند جامع و کامل‌تر بود. یکی از نقدهایی که به این فیلم وارد شد و آن را نقد درستی می‌دانم این است که ما فراموش کردیم که به وضعیت زنان فعال در عرصه موسیقی کشوردر مقطع زمانی انقلاب و جنگ  و اینکه چه اتفاق‌هایی برای آنها رخ داد بپردازیم؛ به نظرم باید در حد یک فصل به این موضوع می‌پرداختیم.

06 (2)