چه براساس اتفاق باشد چه براساس طراحی، آمریکا در حال یک بازی غیرمشارکتی است که به‌طور نسبی وضعیت خوبی را برایش رقم می‌زند. بنابر دلایل بسیار، تنش تجاری آثار مخرب کمتری را برای آمریکا نسبت به چین دارد؛ چراکه رشد اقتصادی چین همچنان وابستگی قابل‌توجهی به بازارهای جهانی دارد. این مزیت نسبتی هم‌اکنون در عملکرد بازارهای سهام و ارز دو کشور مشهود است. هر چند این مزایا قطعا از تمامی ضررهای احتمالی محافظت نمی‌کند، اما به آمریکا دست بالا را در بازی می‌دهد. این وضعیت مشابه سال ۱۹۸۰ میلادی است، جایی که رونالد ریگان وارد یک مسابقه نظامی هزینه‌بر با اتحاد جماهیر شوروی شد. مسابقه‌ای که آمریکا با تحمل هزینه‌ها و ریسک‌های قابل‌توجه، یک برنده از قبل مقدرشده بود. این موفقیت ریگان، دولت ترامپ را نیز ترغیب به فشار بیشتر می‌کند تا جایی که توجه آنها را به سمت مدرن‌سازی قراردادهای تجاری موجود با دیگر کشورها ازجمله نزدیک‌ترین متحدانش بچرخاند با توجه به اینکه چین در یک بازی غیرمشارکتی افتاده است، بهینه‌ترین استراتژی این کشور بازگشت به رویکرد همکاری در تجارت است. حتی اگر چین در قراردادهای منطقه‌ای سودهایی به‌دست آورد، نمی‌تواند از ضررهای جنگ تجاری خلاصی یابد. این احتمال تنها زمانی افزایش می‌یابد که چین با برخی از درخواست‌های آمریکا موافقت کند. ممکن است این بهترین نتیجه برای چین را به‌دنبال نیاورد، اما قطعا بسیار بهتر از یک جنگ تمام‌عیار تجاری خواهد بود. برای آنکه بازی به یک وضعیت تعاملی پایدار برسد، کلید اصلی بازیابی اعتماد بین چین و ایالات‌متحده آمریکا است. این هدف نیازمند ملاقات‌هایی پشت درهای بسته است که در آن باید دو طرف از تمامی اتهاماتی که نسبت به یکدیگر روا داشتند، دست بکشند و بر قدم‌های اطمینان‌زای فوری و همچنین تهیه یک چارچوب برای حل سوءتفاهم‌های اجتناب‌ناپذیر و تصورات غلط که ممکن است به‌وجود بیاید، تاکید کنند. هرچه این ملاقات‌ها زودتر آغاز شود، خطر تبدیل شدن بازی غیرمشارکتی فعلی به یک جنگ تجاری پرهزینه کاهش می‌یابد.

15 (4)