کافه تهرون

ویلا

از یه دوست خوب و شیکی خواستم که چند جای خوب و شیک معرفی کنه؛ یکی از جاهایی که گفت برم کافه تهرون بود و منم از زمانی که گفته سه بار رفتم؛ حالا چرا؟ آیا اینجا رو دوست دارم؟ یا سر راهمه؟ جواب: ۷۰‎درصد دو، ۳۰‎درصد یک.

یک خونه قدیمی با حیاط خوشگل که از لحظه‌ای که از در میری تو پره از گل و درخت و به به که چه حیاط دل انگیزی داره. میزها رو به اسم درخت‌های نزدیکش نام‌گذاری کردن. بسیار بسیار کوچیکه و اغلب خودشون هم سفارش‌هات رو به زور روش جا می‌کنن! رومیزی‌هاش بسیار زیباست و هربار که رفتم یه توریستی هم بوده! گویا همه از این کافه هم به‌عنوان پرزنت تهران استفاده می‌کنن. غذا اینا که زیاد نداره، چرا داشته باشه؟ ساعت ۵ عصر در بهاری که از گرما شبیه تابستونه هم برید همه میزا در همه طبقات پره و باید تو صف وایستید! گاهی می‌گن یک ساعت و نیم طول می‌کشه! خب زحمت غذا کجا و دم نوش کجا؟ چند مدل نوشیدنی گرم و سرد و چند تا غذای سبک. من کشک بادنجان و لقمه کشک بادنجان و سالاد سبزی و ویژه خوردم. باور کنید همش خوب بوده و چسبیده. راستی سوسیس تخم مرغش رو هم خوردم! اونم برای شام! کسی نخنده چون واقعا هیچی نداشت و مجبور بودم و گرسنگی اتفاق خوبی نیست. انقدر مشتری دارن که اصلا به مشتری زیاد رو نمی‌دن! خیلی بشینی بلندت می‌کنن (حق دارن)، آخر وقت بشه هم گارسون‌ها می‌ندازنت بیرون یک جورایی و انقدر بد رفتار می‌کنن که خودت پاشی بری که اونا هم بعد از یک روز پر تلاش برن خونه‌هاشون. خیلی وقت‌ها هم یادشون می‌ره برات سفارشت رو بیارن.

حالا این همه من بد گفتم اما نزدیکمه و بازم می‌رم، بعضی‌ها هم عاشق اینجان‌ و حرفای منو رد می‌کنن. خلاصه واسه غذاخوری نرید کافه، کافه برای نوشیدنی و کیک و این‌طور چیزای سبکه. مثل من نباشید من اشتباه می‌کنم؛ اما چون همیشه گرسنگی دارم باید یک اسنکی بخورم.