باری به هر جهت، اینکه پس از چند سال دوباره دست به ترجمه ویراست جدید این کتاب زدم چند دلیل داشت. نخست، اینکه چهارگوشه جهان خاصه کشورهای خاورمیانه کماکان درگیر جنگ‌های داخلی هستند و زندگی هزاران انسان بی‌گناه و غیرنظامی دراین جنگ‌ها قربانی سیاست‌های اشتباه و خودکامگی‌های رهبران تمامیت خواه می‌شود، انسان‌هایی که بدون اراده آنها و حتی بدون اینکه در تصمیم‌گیری‌های رهبرانشان مشارکت داشته باشند، درگیر این جنگ‌ها و منازعات شده‌اند و ‌ای‌بسا اگر قسمت ازلی اندکی با حضور ما تقسیم می‌کردند، ما هم رضایتی به خرج می‌دادیم. اما دریغا، مفهوم حقوق شهروندی ظاهرا فقط به واژه‌ای پرطمطراق تبدیل شده و هر کسی امروزه برای نشان دادن اینکه شهروندان را در فرآیند تصمیم‌گیری مشارکت و مشورت می‌دهد، ژست حقوق شهروندی را در می‌آورد.

دوم، به نظرم بحث کشمکش یا منازعه و اینکه چگونه بتوانیم آن را در مسیری راه‌گشا هدایت کنیم نه تنها برای شهروندان جامعه ما، بلکه برای دولتمردان کنونی و آتی در تصمیم‌گیری‌های حساس و مهم چه در حوزه نزاع‌های داخلی کشور و چه در سطح بین‌المللی بسیار حائز اهمیت است. اینکه بتوان از دل منازعه و بحران راه به آرامش و صلح برد هنری بس ارزنده است و اینکه یاد بگیریم چگونه مساله را حل کنیم نه اینکه با آن درگیر شویم برای زیست‌جهان ما گوهری ارزشمندتر است. این روزها به هر سو رو می‌کنیم به قول حافظ جز وحشت چیزی رویت نمی‌شود، خشونت در اشکال متفاوت خود در سطح جامعه موج می‌زند و اگر چنین خشونتی مدیریت نشود و جای خود را به آرامش و صلح ندهد در آینده شاهد پیامدهای دهشتناک آن خواهیم بود. خاصه که خشونت نیروهای افراط‌گرای اسلامی در منطقه هر روز جان هزاران انسان بی‌گناه را قربانی می‌کند. کتاب حاضر به نظرم می‌تواند به نیکی از عهده چنین مسوولیتی برآید و منازعات را به سمت و سوی مهار خشونت هدایت کند. سرانجام اینکه، نسخه جدید کتاب نیز دستخوش تعییرات زیادی شده بود و لازم بود از نو ترجمه‌ شود. امیدوارم این کتاب بتواند گره کوچکی از کلاف سردرگم بازی خشونت را به نفع جامعه و انسان‌هایی که رنج می‌کشند و قربانی خشونت می‌شوند بی‌آنکه خود از قاعده بازی باخبر شوند، باز کند.