‎کافه ٧٨

آبان جنوبی

آبان و محله‌های اطرافش شدن پاتوق کافه‌ها، جوری که هیچ جایی نداشته باشی بری اونجا می‌تونی از در یک کافه بری داخل و خیلی هم نگران نباشی که نتیجه چطور میشه.

با خیال کافه ٧ اومدم اینجا، سال‌ها پیش آخرین باری بود که اومده بودم و مطمئن نبودم الان که برم خودش هست یا جاش یک کافه دیگه باز شده (به علت رونق کسب و کار، هر شش ماه یکبار تابلوی یک رستوران میاد پایین و‌یکی دیگه می‌ره جاش!)

‎اون ساعتی که ما رفتیم (حدودای ٥) جز ما هیچ کس نبود. بزرگ و جا دار و طبیعتا آروم بود.

سفارش مون‌رو یک آقای خوش رو و خوش پوش با خونگرمی خیلی زیاد گرفت و سوال و جواب مختصر که ازش کردیم خیلی مسلط و مثل یک شهروند عادی جواب می‌داد و باعث می‌شد احساس کنی فضا خودمونی و‌خوبه.

سرما خورده بودم مقداری و گفت که خودش یک دمنوش گرم میاره و دمنوش‌اش هم پر بود از علف‌های طبی خوشمزه و بهم هم چسبید فقط آنقدربزرگ بود که مقدار زیادی‌اش موند.

‎سفارش‌هامون با یک زمان منطقی اومد. یک چیز کیک خودمون! هم داشتن که ازش سفارش دادیم به همراه این نوشیدنی.

‎وقتی صحبت از چیزکیک ویژه میشه باید یک ویژگی ای هم داشته باشه که نداشت و کمی هم شور بود.

‎اما نوشیدنی مون خوب بود.