معامله‌گران ارز تصور می‌کنند جنگ تجاری، کسری تجاری آمریکا را تقلیل خواهد داد و موجب تقویت دلار خواهد شد، اما چنین اتفاقی نخواهد افتاد. کاهش کسری تجاری آمریکا نه با افزایش صادرات، بلکه با کاهش خرید آمریکایی‌ها ممکن خواهد شد. کاهش واردات می‌تواند به کاهش مصرف در آمریکا و در نتیجه کاهش اشتغال، کاهش رشد تولید ناخالص داخلی و کاهش مالیات‌های پرداختی بینجامد. این شرایط سبب می‌شود کسری بودجه دولت آمریکا افزایش بیابد. به بیان دیگر مشکل از جایی به جای دیگر منتقل می‌شود. از سوی دیگر کاهش سرعت رشد اقتصادی بانک مرکزی را ناگزیر می‌سازد نرخ بهره را کاهش دهد، تحولی که اکنون کمتر کسی آن را انتظار می‌کشد. چنین تغییری همچون هر اقدام غافلگیرانه دیگر، شوک تازه‌ای به بازارها وارد خواهد کرد و به سقوط ارزش دلار منجر خواهد شد. اما خطر بزرگ‌تری هم در کمین دلار است: این مناقشات تجاری می‌تواند موقعیت دلار را به‌عنوان ذخیره ارزی به‌خطر بیاندازد. چین مجدانه‌ می‌کوشد برای رویارویی با جهانی آماده شود که دلار در آن محوریت ندارد. این بزرگ‌ترین لطمه‌ای است که می‌تواند به دلار وارد شود. تحقق این گزینه در کوتاه‌مدت بسیار بعید به‌نظر می‌رسد، اما با شعله‌ور شدن آتش جنگ تجاری احتمال بروز هر اتفاقی وجود خواهد داشت. این احتمال هم وجود دارد که چین سرانجام متقاعد شود ذخایر ارزی چندین تریلیون دلاری خود را حراج کند. این اقدام نیز می‌تواند بانک مرکزی آمریکا را در شرایط بغرنجی قرار دهد. پیش‌بینی‌ وضعیت آتی دلار لحظه به لحظه تغییر می‌کند و سرمایه‌گذاران خواهند دید که بانک مرکزی به اندازه‌ای که وانمود می‌کند مقتدر نیست.

 

15 (3)