به‌عنوان مثال، مجله اکونومیست گزارشی با عنوان «مازاد حساب جاری چین به مرور محو می‌شود و این مساله تاثیر زیادی بر اقتصاد بین‌الملل خواهد گذاشت» را در ۱۷ ماه مه ۲۰۱۸ منتشر کرد یا روزنامه «صبح چین» نوشت «اولین کسری حساب جاری چین پس از گذشت ۱۷ سال می‌تواند نشانگر یک تغییر بنیادین در اقتصاد باشد». اگر به داده‌های شاخص عدم‌تعادل تجاری چین از اواخر دهه ۱۹۹۰نگاه کنیم به یک نکته مهم برخورد خواهیم کرد؛ اگرچه اصلاحات اقتصادی چین و رشد بسیار سریع در اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود؛ اما تراز تجاری آن در سال‌های پایانی دهه ۱۹۹۰ و ابتدای قرن اخیر نزدیک به صفر نوسان داشته است. پس از آن، مازاد تجاری چین در سال‌های بحران مالی دهه گذشته انفجار ناگهانی داشت، در همین سطح نوسان کرد و به تدریج روند نزولی را تجربه کرد که در اوایل سال ۲۰۱۸ میلادی به محدوده منفی کشیده شد. در اقتصاد چین یک الگوی فصلی مشخص وجود دارد که در ماه‌های اولیه سال صادرات را در پایین‌ترین حد ممکن نشان می‌دهد؛ اما با توجه به افزایش صادرات در ماه‌های پایانی سال، احتمال ثبت مازاد تجاری همچنان وجود خواهد داشت که البته حجم زیادی ندارد. من پیش از این نیز تفکر رایجی که وضعیت تراز تجاری را به‌عنوان معیار ناعادلانه یا عادلانه بودن تجارت یک کشور در نظر می‌گیرد را از نظر اقتصادی به چالش کشیده بودم؛ اما اگر بنا را بر این باور بگذاریم، چین در سال‌های بین دهه ۱۹۹۰ تا اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، تجارت عادلانه‌ای داشت؛ چراکه تراز تجاری آن نزدیک به صفر بود. تراز تجاری این کشور پس از بحران مالی مازاد زیادی را به ثبت رساند و از آن دوره تجارت ناعادلانه چین شکل گرفت؛ با این حال، روند افزایش واردات این کشور و رشد مصرف داخلی کالاهای خارجی، چندان با این فرضیه همخوان نیست.

15 (2)