کافه کوچه

اندرزگو- اشکستان پور

دیرم شده بود و تو ترافیک صدر مونده بودم. می‌خواستم هرچه زودتر برسم و آنقدر عجله کردم که موقع پیاده شدن سرم خورد به در ماشین و آغاز دردناکی بود. تابلوی کافه کوچه رو دیدم و وارد شدم. کافه، یه منوی مفصل داشت که ۸۰ درصد اون نوشیدنی‌های گرم و انواع چایی بود، حدود ٥ تا هم سالاد و تست و اینها برای خوردن داشت و بخشی هم کوکتل و شیک، حجم زیاد نوشیدنی گرم. حجم بسیار کم خوردنی‌ها توجه ام رو جلب کرد، گفتم: درسته تو کافه باید قهوه خورد ولی خیلی‌ها برای شام میان، اونها هم کمبود جا رو مطرح کردن و این که به زودی دارن منوی ساندویچ‌های جدید رو اضافه می‌کنن. من اول اسنک ژامبون و چیپس و پنیر با نوشیدنی‌های سرد «ایکس» و «ایگرگ» رو خواستم، چیپس و پنیر تو یه سایز خانواده اومد! خیلی بزرگ بود با یه پنیر نرم و سس گوجه و خردل، قارچ و کنجد، کنجد خیلی خوشمزه کرده بود چیپس و پنیر رو، پنیرش هم خوشمزه بود، فقط یا یک نفر پر اشتها باید اون رو بخوره و یا اینکه دو نفر باهم، که البته ١٨ هزار تومن هم توجیه اون سایز رو می‌کنه و نمی‌شه گفت خیلی ارزونه.

اسنک ژامبون چیزی شبیه کلاپ‌های بیرونه با این تفاوت که ترد شده و کمی داغ بود، دور چین اش چیپس خلالی و یک ظرف زیتون شور و خیارشور و ذرت بود، حجم اسنک‌ها هم زیاد بود، عموما همه جا دو تیکه است ولی اینجا چهار تکه بود، که طعمش معمولی بود. نوشیدنی ایکس یه کوکتل خاص بود که بیس‌اش آب پرتغال با چند طعم افزودنی بود. گزینه ایگرک هم به همین شکل ولی با طعم متفاوت و البته که باز هم شیرین بود. این پارت از غذا که تموم شد سفارش قهوه و کیک دادیم تا فاصله‌ای که اینها رو بیاره یه دوری تو کافه زدم، دیوارها پر از نوشته‌های یادگاری مشتری‌های کافه بود، هرکسی چیزی نوشته بود و سنجاق کرده بود که با گذر زمان حس خیلی مثبتی انتقال میده اون دست‌نوشته‌ها.  وسط اون همه نوشته کافه تو یه برگه سفید نوشته بود لطفا در مصرف سیگار صرفه جویی کنید! با خودم گفتم چه جالب و محترمانه، پایین این مطلب پاکت خالی یک سیگار قدیمی به دیوار چسبونده شده بود همینطور که می‌چرخیدم و نگاه می‌کردم دیدم دقیقا رو به روی درب ورودی یه تابلوی رسمی نوشته شده: کشیدن سیگار در این مکان ممنوع است!

برگشتم تابلوی اون‌وری رو نگاه کردم و دیدم چه تضادی! کیک و اسپرسو و لته و هات چاکلت رسید، کیک که عالی بود و حتما توصیه می‌کنم، با حجم مناسب و لذت کافی رسید، لته یه شابلون زیبا روش زده شده بود و پر از کف که نوشیدنش بعد غذا لذت بخش بود، هات‌چاکلت به قدری غلیظ بود که من بهش می‌گفتم این کیک چاکلته! خیلی هم خوشمزه بود، اسپرسو فکر می‌کنم هنر اصلی باریستای کافه همین اسپرسو باشه، معنای مفهوم تلخ مثل قهوه اینجا بود بسیار خوش طعم و تاثیرگذار واقعا لذت بردیم، اداره این کافه با سه نفر هست که هر سه بسیار خوشرو هستن، یکی از مسوولین رو وقت خداحافظی دیدم با ما خوش و بش کرد دوست داشتم بهشون بگم چقدر چهره شما مناسب بازیگریه، سخن رو کوتاه کردم و نگفتم ولی بعدا متوجه شدم این حس‌ام دلیل داشته و ایشون بازیگر بودن.