درگیری تجاری میان ایالات‌متحده و چین بر سر فولاد، آلومینیوم و سایر کالاها، محصول بی‌اعتنایی و اهانت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات‌متحده به توافقات تجاری چندجانبه، سازمان تجارت جهانی و موسسه‌های دیگری است که برای حل اختلافات تجاری ایجاد شده‌‌اند. توجیه ترامپ برای اعمال تعرفه بر واردات، پیشگیری از به خطر افتادن امنیت ملی آمریکا است. با این حال، اکثر متخصصان این منطق را مشکوک می‌دانند. ترامپ پیش از این، ادعای امنیت ملی خود را با معافیت عمده صادرکنندگان فولاد به ایالات‌متحده، تحت‌الشعاع قرار داده‌ است. ترامپ در رابطه با جنگ تجاری همانند مصداق‌های دیگر، بر یک مشکل قدیمی و از یاد رفته تمرکز دارد. مشکل قدیمی که ترامپ تنها در حال بازگو کردن آن برای کسب اعتبار است. در واقع، مسائلی که ترامپ بر آنها تاکید ویژه دارد و برنامه رهایی از آنها را در دستور کار قرار می‌دهد، پیش‌تر با اقدامات دیگری خنثی شده‌اند. موضوع ساخت دیوار در مرز آمریکا و مکزیک را به یاد آورید؛ زمانی که ترامپ شروع به صحبت درباره این مساله کرد، تعداد مهاجرانی که از این مرز عبور می‌کردند به صفر رسیده بود. در مثال دیگر، زمانی که ترامپ آغاز به گلایه درخصوص تضعیف تعمدی یوآن کرد، دولت چین پروسه تقویت محدود یوآن را استارت زده بود. به همین ترتیب، تعرفه‌های فولاد زمانی از سوی کاخ سفید رونمایی شد که قیمت فولاد به خواست چینی‌ها در حال تغییر بود. اقدام دولت چین برای کاهش مازاد ظرفیت تولید فولاد خام پیش از اعمال تعرفه‌ها کلید زده شد؛ اما ترامپ مانند همیشه خود را به‌عنوان سردمدار اصلاح تجارت فولاد مطرح کرد. اقدام ترامپ علاوه بر تمرکز بر مساله‌ای که وجود خارجی نداشت، از روابط با شرکای تجاری آمریکا نیز به سود خود استفاده می‌کند؛ اما بدتر از همه اینها، منشأ تماما سیاسی اقدامات اقتصادی رئیس‌جمهوری ایالات متحده است. ترامپ در واقعیت می‌خواهد به نحوی ۱۰۰ میلیارد دلار از کسری تجاری سنگین آمریکا با چین را کاهش دهد؛ اما روشی که او انتخاب کرده، مخاطرات زیادی هم برای آمریکا و هم برای تجارت جهانی به بار خواهد آورد.

 

15 (2)