با اعلام برنامه دولت برای هدفمندکردن یارانه‌ها، به نظر می‌رسد پس از گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، ‌پایان راه توزیع غیرهدفمند یارانه‌ها در اقتصاد ایران فرا رسیده است.

عرصه ارائه یارانه‌ها توسط کشورهای مختلف دنیا به صنایع، تولیدات و سایر اقلام استراتژیک هم اکنون به یک نبرد نابرابر و پنهانی تبدیل شده است؛ به نوعی می‌توان گفت جنگ یارانه‌های آشکار و غیرمستقیم برای یافتن دست برتر در تجارت بین‌المللی بین دولت‌ها جریان دارد؛ اما پرداخت آن در دنیا به صورت هدفمند دنبال می‌شود.

این درحالی است که ایران نیز در حال برداشتن گام‌های ابتدایی برای پیوستن به خیل عظیم کشورهایی است که با پرداخت هدفمند یارانه‌ها، قصد حضور پرقدرت‌تر در اقتصاد جهان را دارند. طرحی که از آن به عنوان تحول اقتصادی یاد شده و برای اولین بار پس از گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی‌برای هدفمند کردن یارانه‌ها پایه‌ریزی و تدوین شده است.

اعلام دغدغه رییس‌جمهوری درباره ضرورت اصلاح ساختار و هدفمند کردن یارانه در کشور به آنجا رسید که طرحی با نام شکوفایی اقتصادی و با محوریت نقدی کردن یارانه‌ها در دولت نهم تهیه و تدوین شود که امیدواریم اجرای صحیح آن بتواند بر روی پرداخت یارانه‌های غیرهدفمند که پیشینه اولیه آن به دوره قاجار می‌رسد، خط بطلانی بکشد.

در این میان بسیاری از تحلیل‌گران و دست‌اندرکاران اقتصاد ایران توزیع یارانه‌ها به صورت غیرهدفمند را ظلمی ‌آشکار در کشور می‌دانند؛ چراکه بیشتر میزان یارانه‌ها به انرژی و نان تعلق می‌گیرد که در مورد اول نیز ۷۰درصد از این یارانه به ۳۰درصد مردم تعلق می‌گیرد؛ این درحالی است که سالانه ۹۰هزار میلیارد تومان یارانه به انرژی پرداخت می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، بنزین، گاز خانگی و برق سه کالایی هستند که دولت به آنها یارانه‌های کلانی تعلق می‌دهد؛ اما خانواده‌های با دهک‌های بالا، مرفه و ثروتمند به دلیل بهره‌مندی از وسایل رفاهی بیشتر، حداقل چندین برابر اقشار آسیب‌پذیر از این یارانه استفاده می‌کنند.

حتی در شرایط پلکانی کردن قیمت حامل‌های انرژی، قسمت اعظم مبلغ مندرج در قبض‌ها به صورت یارانه است و دولت متقبل می‌شود؛ بنابراین می‌توان گفت که در زمینه انرژی بیشترین ظلم به اقشار آسیب پذیر وارد می‌شود، پس هدفمند کردن یارانه یعنی اقشاری که مستحق دریافت یارانه نیستند، از جرگه یارانه‌بگیران حذف شوند و یارانه با سرانه بیشتری در اختیار اقشار آسیب‌پذیر قرار گیرد.

در مورد نان نیز این قضیه صادق است، اگرچه مصرف نان میان اقشار آسیب‌پذیر و دهک‌های بالای درآمدی مساوی است، اما همین مساوی بودن مصرف با توجه به اختصاص یارانه‌ها یک ظلم بزرگ به شمار می‌آید؛ چراکه فردی که در دهک‌های بالای درآمدی قرار دارد و مستحق دریافت یارانه نیست نیز در قضیه نان، یارانه‌ای معادل فردی که در اقشار پایین درآمدی است، دریافت می‌کند که این خود یک ظلم آشکار است. اگر یارانه به صورت هدفمند میان اقشار مختلف مردم ارائه شود قطعا می‌توان گامی ‌بزرگ را در اقتصاد به ثمر رساند.