شرحی بر نظریه طراحی مکانیسم که جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۷ را نصیب لئونید هورویچ کرد

لئونید هورویچ اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۴ ژوئن (۴ تیر ) درگذشت. شهرت هورویچ عمدتا به خاطر مطالعات وی درحوزه تئوری بازی ها به ویژه وضع تئوری طراحی مکانیسم (Mechanism Design Theory ) بود و همین نظریه اخیر که از زیر شاخه های تئوری بازی هاست او را شایسته دریافت جایزه نوبل کرد. هورویچ این جایزه را به همراه دو هم وطن دیگرخود (اریک مسکین و راجر مایرسون ) دریافت کرد اما تاثیر کار او بر ابداع تئوری طراحی مکانیسم چنان زیاد بود که دو اقتصاددان دیگر در سایه شهرت و اعتبار وی قرار داشتند. سایه هورویچ چنان سنگین بود که اریک مسکین پس از آنکه شنید برنده جایزه نوبل شده آنگونه که خودش می گفت افتخار کرد که به همراه لئونید هورویچ برنده این جایزه شده است. تواضع اریک مسکین علت روشنی داشت: هورویچ به عنوان مبدع تئوری طراحی مکانیسم (Mechanism Design Theory) برنده جایزه نوبل ۲۰۰۷ شد، و دو اقتصاددان دیگر به خاطر کاربردی کردن و توسعه این نظریه. بنیان تئوری طراحی مکانیسم، عینی تر و دقیق تر کردن اطلاعات کنشگران اقتصادی از بازار است.

"سازگاری انگیزه"(Incentive Compatibility) به عنوان هسته مرکزی طراحی مکانیسم عمل می کند. انگیزه های فردی که بدلیل توزیع اطلاعات بین عاملین ایجاد می شود باعث می شود که "اصل آشکارسازی" (Revelation Principle) مورد خدشه قرار گیرد و طراحی مکانیسم بدنبال آن است که در هر مورد مطالعاتی این امر را جستجو کند که چگونه می توان عاملین را به سمت آشکارسازی خواسته های خویش هدایت کرد.بدین شکل تئوری مکانیسم چارچوب کاری قوی برای تحلیل بازارهای مختلف و سیاستگذاری ها را بدست می دهد. از بازار بیمه گرفته تا وضع مالیات و ... و باز در تمام این موارد طراحی مکانیسم بدنبال اطلاعات خاص هر فرد است که می تواند برای او ایجاد انگیزه برای عدم آشکارسازی مطالباتش را کند و در نتیجه در پی راه حل است.

برای روشن تر شدن محدوده کاری طراحی مکانیسم مثالی می زنیم. اگر فرد الف بخواهد کالایی را که متعلق به اوست به فرد ب که خواهان خرید آن است بفروشد، با چه قیمتی می تواند این کار را انجام دهد. اگر فرض کنیم ارزش کالا برای فرد الف x و برای فرد ب y باشد فرد الف حاضر است آن کالا را به قیمت x یا بیشتر بفروشد و در عین حال فرد ب حاضر است به قیمت y یا پایین تر از آن خریداری کند.

اگر باز فرض کنیم قیمت معاملاتی (p) بین این دو ارزش باشد آنگاه فرد الف p-x نفع می برد و فرد ب y-p و در نتیجه منفعت کل این معامله برای دو طرف (p-x)+(y-p)=y-x است. در نتیجه هر گاه y>x باشد به نفع کل جامعه است که معامله انجام شود و منفعتی به میزان y-x حاصل شود.

اما برای انجام معامله سه راه وجود دارد. اول آنکه فروشنده (فرد الف) قیمت x خود را اظهار کند و اگر فرد ب ارزشی بیشتر برای آن قائل بود معامله انجام شود. دوم آنکه فرد ب قیمت y را بیان کند و اگر برای فرد الف این قیمت بالاتر از x بود معامله انجام شود. سوم آنکه دوطرف همزمان در یک حراج دو طرفه x و y را اظهار کنند و قیمت نهایی (p) مابین این دو حاصل شود.

* بخشی از این مطلب از مقاله "نوبلی دیگر برای تئوری بازی ها " نوشته پویا جبل عاملی درسایت رستاک (rastak.com) اخذ شده است.