به گزارش «دنیای اقتصاد» در شرایط فعلی رقم ۶ هزار و ۲۷۵ دلاری برای مس که البته در روزهای گذشته تا ۶ هزار و ۳۰۰ دلار هم رشد پیدا کرده بود، عدد بسیار پایین‌تر از حد انتظارات برای این کالا است ولی باید این را در نظر گرفت که مس تا چند روز گذشته زیر ۶ هزار دلار بوده و قیمت‌هایی هم که در حال حاضر درخصوص این فلز پایه در حال ثبت شدن است هم چندان قدرتمند نیستند، چراکه دو روز است بازار مس وارد یک فاز کاهشی شده که این روند هم ممکن است ادامه‌دار باشد.

از طرفی موجودی انبارهای مس در بورس لندن بعد از یک روند کاهشی جدی به یک ثبات شکننده رسید؛ ثباتی که دو سه روز است در حال تغییر به سمت افزایش آرام است، یعنی شرایطی که در حال حاضر در بازار مس و سایر بازارهای فلزی در دنیا وجود دارد و شاهد آن هستیم،‌ بسیار با «ابهام» روبه‌رو‌ است، چون داده‌های کاملا متناقضی در بازار و در مسیر متضادی با یکدیگر در حال نقش‌آفرینی هستند.

درخصوص بازارهای کالایی انتظار می‌رود که این بازارها اغلب با یکدیگر در یک روند عمومی نوسان کنند اما کلیت بازارهای فلزی قدرت چندانی برای رشد نرخ از خود نشان نداده است؛ آن هم در شرایطی که قیمت‌ها بسیار پایین است. موضوع دیگر در بازارهای فلزات پایه جهانی، وجود تقاضا است، تقاضایی که آمادگی خرید ندارد به این معنا که انگار توانمندی مالی و اعتماد به دورنمای بازارها آن قدرت گذشته را ندارد، از سوی دیگر در روزهای گذشته و بعد از «اولین عقبگرد ترامپ درخصوص تعرفه‌های کالایی و رساندن آن به رقم ۱۰ درصد» بود که شاهد کاهش ارزش دلار هم هستیم، به این معنا که بازارهای کالایی از طریق دلار هم سوخت‌گیری کرده‌اند، آن هم در شرایطی که قیمت دلار در وضعیت کنونی و با توجه به اختلافاتی که بین آمریکا و کشورهای دیگر وجود دارد، به نسبت واقعیت بنیادین خودش پایین‌تر است؛ در این‌باره هرچند نمی‌توان ادعای واضحی مبنی بر اینکه آمریکا در حال دستکاری در ارزش دلار این کشور است را داشت، ولی این موضوع را نمی‌توان در صورت وجود، عجیب قلمداد کرد؛ به این دلیل که انتظاری که درخصوص شاخص دلار وجود دارد بالاتر از ارقام کنونی است، به این معنا که اگر بازارها به شرایط عادی خود برگردند تهدیدهای جدیدی در مقابل بازارهای کالایی قرار می‌گیرد.

  ابهام روابط تجاری چین و آمریکا

هنوز آینده تخاصم تجاری میان آمریکا و چین مشخص نیست و در این‌باره نمی‌توان اظهار نظر قاطعی داشت، اما در این باره می‌توان به ضعف اقتصادهای نوظهور مانند ترکیه، آرژانتین، ‌اندونزی، ایران، روسیه، هند و تا حدودی آفریقای جنوبی و برزیل اشاره کرد؛ به‌طوری‌که‌ این موضوع که در کاهش ارزش پول‌های ملی این کشورها خودنمایی کرده تهدید دیگری است که از جوانب مختلف اقتصاد جهان، بازارهای کالایی را تهدید می‌کند؛ به نظر می‌رسد که بازارهای کالایی نزدیک به سه تا چهار روز است که در حال ایجاد «جرقه‌های قدرت‌نمایی» هستند، ‌اما این جرقه نه توانمندی چندان و نه دورنمای روشنی دارد.

از سوی دیگر با این پیش فرض که قیمت‌ها در حال حاضر در سطح پایینی قرار دارند، هیچ اعتمادی وجود ندارد که خوش‌بینی‌ها و افزایش نرخ ادامه پیدا کند، این در حالی است که قیمت طلا که سال‌ها به‌عنوان «لیدر بازارهای کالایی» مطرح می‌شد در حال حاضر به زحمت خود را در ارقامی نزدیک به هزار و ۲۰۰ دلار در هر اونس نگه داشته است، که نشان می‌دهد طلا هم تا حدودی با واقعیت‌های جهانی سازگار و همسو نیست و در کل از این نظر نمی‌توان شرایط واضحی را ترسیم کرد و باید گفت چشم‌انداز بازار در یک فاز ابهام قرار دارد.

  موضع شفاف قیمت نفت

در حال حاضر در بازارهای کالایی تنها رویه کاملا شفاف را می‌توان در بازار نفت مشاهده کرد که در حال حاضر رکورد چهار سال گذشته را شکسته و امیدواری به رشد قیمت این کالا وجود دارد،‌ هرچند بحران‌های ژئوپلیتیک و اما و اگرهای حاشیه‌ای در بازار نفت شاید محرک اصلی رشد قیمت‌ها در این بازار بوده،‌ اما آنچه انتظار می‌رفت این بود که با رشد قیمت نفت بقیه فلزات پایه هم رشد نرخ داشته باشند که این رشد هم در حال حاضر کمتر از سطح انتظار است.

به نظر می‌رسد در بقیه بازارها جز نفت، داده‌ها به گونه‌ای غیرواقعی و ناپایدار است به‌طوری‌که‌ در حال حاضر شرایط مبهمی در بازارهای جهانی وجود دارد که نمی‌توان دورنمای مشخصی را برای این بازارها متصور شد، در جمع‌بندی این موارد باید گفت آنچه واضح است این که فاز ابهام و انتظار برای گذار از شرایط فعلی در بازارهای جهانی وجود دارد.

اینکه مس حتی نتوانست قیمت ۶ هزار و ۳۰۰ دلار را برای خودش حفظ کند، سیگنال مهمی است که این سیگنال برای بازار مس نه تنها داده مثبتی محسوب نمی‌شود،‌ بلکه واقعیت‌های این بازار را کمتر از سطح مورد انتظار نشان می‌دهد.‌ تمامی این موارد در بازارهای جهانی نشان می‌دهد که گویا اتفاقاتی در شرف وقوع است یا به‌صورت زیرپوستی در حال رخ دادن است که می‌تواند آینده بازارها را تغییر دهد، ولی در دوران گذار فعلی اکثر اظهار نظرها به احتمال قوی صحیح از آب درنخواهد آمد، بنابراین باید بین ۳ روز تا یک هفته آینده صبر کرد تا دورنمای بازار مشخص شود،‌ اما چیزی که از بازارها در حال خودنمایی است این که قدرت رشد چندانی مشاهده نمی‌شود و همین به این معنا است که پتانسیل کاهش قیمت‌ها قوی‌تر است.

15 (2)

ترین‌های بورس ترین‌های فرابورس اخبار مجامع
صنایع بورسی شرکت‌های بورسی بازار نفت
بازار طلا بازار فلزات بازار پتروشیمی‌ها
بورس کالا شاخص‌های بورس تحلیل بورس