دبورا مک کنزی نویسنده نیوساینتیست اخیرا تسهیل و حتی در برخی موارد ادامه اجرای قوانین موجود مهاجرتی، مخالفان بسیاری در کشورهای گوناگون پیدا کرده است. گروه‌های دست راستی و گاه راست میانه منتقد سیاست‌هایی بوده‌اند که راه را برای ورود مهاجران هموار می‌کند. در این بین می‌توان پرسید آیا باز کردن درهای یک کشور به روی مهاجران برای اقتصاد آن کشور معنای بدی دارد. ایان گولدین از دانشگاه آکسفورد، می‌گوید پژوهش‌ها پیوسته نشان داده‌اند که مهاجران رونق کشورهای میزبان را افزایش می‌دهند. مطالعه‌ای که در ۴ نوامبر ۲۰۱۴ در بریتانیا منتشر شد معلوم کرد که از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۱۱، مهاجران اتحادیه اروپا بیش از آنکه از مزایای دولتی استفاده کنند، به افزایش درآمدهای مالیاتی کمک کرده‌اند.

اما این تنها منفعت حضور مهاجران نیست. سال‌ها است که مشخص شده وجود مهاجران در یک کشور به افزایش حداقل دستمزدها در آن کشور کمک می‌کند. بانک جهانی با استفاده از مدلی ریاضی برای اقتصاد جهان، در گزارشی در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد که اگر بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۵، ۲/ ۱۴ میلیون کارگر از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند انتقال یابند و نیروی کار کشورهای ثروتمند را ۳ درصد افزایش دهند، حداقل دستمزد سالانه در جهان تا سال ۲۰۲۵ معادل ۷۷۲ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت.

این امر به معنای تولید ثروت در اقتصاد جهان است که با در اختیار قرار دادن سرمایه و فناوری به مهاجران بیش از آنچه در خانه می‌توانستند داشته باشند، ممکن می‌شود.

به علاوه، چنین رشد حداقل حقوقی بیش از دیگر انواع رشدهای اقتصادی باعث رونق اقتصاد جهان می‌شود، زیرا کسانی که این درآمدها را کسب می‌کنند از این پول برای خرید اجناس و خدمات استفاده می‌کنند و این دقیقا همان نوع تحریک اقتصادی است که دولت‌ها پس از بحران سال ۲۰۰۸ تلاش کرده‌اند در کشورهای مختلف ایجاد کنند.

تحقیقات انجام شده توسط جیووانی پری از دانشگاه کالیفرنیا نشان می‌دهد مهاجران حتی مهاجران بدون تحصیلات عالی، به رشد اقتصادی کمک می‌کنند چراکه با جذب نیروی کار در کسب و کارها، شغل‌های جدیدی برای افراد بومی ایجاد می‌شود و این بومی‌ها هستند که به دلیل مزیت‌های تحصیلی و زبانی، موقعیت‌های بهتر را برای خود حفظ می‌کنند.

در فوریه ۲۰۱۴ نخستین مطالعه‌ای که از مدل‌های ریاضی برای مقایسه پیامدهای قانونی کردن مهاجران غیرقانونی و اخراج آنها استفاده می‌کرد، در ایالات متحده به کار گرفته شد. وقتی داده‌های آمریکا و مکزیک به کار گرفته شد، معلوم شد که اخراج بیشتر مهاجران غیرقانونی به کاهش مشاغل برای شهروندان متولد آمریکا انجامیده است.

دلیل این امر بازداشتن مهاجران از تحریک اشتغال‌زایی توسط شرکت‌های ایالات متحده بود. این در حالی است که قانونی کردن این مهاجران، تعداد مهاجران را افزایش داد و تحریک اقتصادی را بالا برد و مشاغل بیشتری را برای مهاجران و افراد بومی

ایجاد کرد.

این ادعا که مشاغل کافی برای چنین روندی وجود ندارد، یک بازی سیاسی است. در ماه مه ۲۰۱۴، گزارشی از سازمان کار جهانی سازمان ملل متحد این تصور را که مهاجران بخشی از مشکل هستند، رد کرد. در این گزارش آمده است: «آنچه در مورد مضرات حضور مهاجران گفته می‌شود پایه‌ای غیرعلمی دارد که مزایای اقتصادی مهاجرت و منافع بالقوه تسهیل محدودیت‌ها در این مورد را نادیده می‌گیرد.»

رابرت گلدین برخی از موضع‌گیری‌ها را به عدم درک درست از وضعیت مهاجران نسبت می‌دهد. بسیاری گمان می‌کنند که مهاجران میهمانانی کوتاه‌مدت هستند، حال آنکه مزایای حضور آنها نه تنها بلندمدت است بلکه به بخش‌های گوناگون گسترش می‌یابد. او می‌گوید پاسخ مناسب دولت‌ها به مساله مهاجرت می‌تواند تضمین داشتن مدرک مهاجران، پرداخت مالیات از سوی آنها و رقابت عادلانه آنها با افراد بومی در مورد حداقل حقوق و ساعات کاری باشد.