این اقدامات شامل نشست‌ها، گردهمایی‌ها، مصوبات مختلفی مانند تسریع در افزایش سرمایه‌ها، نامه‌پراکنی فعالان به مقامات کشور، قول‌هایی در ارتباط با تزریق فلان مبلغ به فلان صندوق و دریافت قول حمایت از برخی مقامات اجرایی و موضع‌گیری‌های وزرا و خط‌ و نشان‌های نمایندگان مجلس و مسدود کردن‌هایی در سهام عدالت با ترفندهای مختلف بوده است. 

همچنین اعمال برخی محدودیت‌ها در دامنه‌نوسان و حجم مبنا از نوع متقارن و نامتقارن و رفت و برگشت‌هایی در زیرساختارهای بازار، جلسات با نهادها و آزادسازی حق انتشار اوراق تامین مالی توسط هلدینگ‌های سرمایه‌گذاری با هدف حمایت از بازار و اعمال حق خرید سهام خزانه از دیگر مواردی بود که در این مدت انجام شد. 

تغییرات معنی‌دار در درصد اعتبار به مشتریان از ۱۵ درصد به ۶۰ درصد نیز در همین راستا بوده و این فهرست همچنان ادامه دارد و اینجاست که باید به روال چت‌های واتس‌اپی و تلگرامی به شوخی هم شده پرسید که: «خب»؟ 

واقعیت تحولات همین دوره به عنوان یک مطالعه موردی و میدانی در پاسخ به این فرضیه که حمایت از بازار در هر شکلی آیا سودمند و موثر است یا خیر، بطلان کامل فرضیه مذکور را به اثبات می‌رساند و این بازار گویی با زبان بی‌زبانی خطاب به مسوولان این سیاست‌ها در هر نوبت از مشاعره می‌گوید: آقای مسوول !!! عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!! 

در همین راستا به‌زودی خواهیم دید که چگونه با خروج از دو ابهام اساسی درحوزه سیاست، شامل تحولات پیش رو در وین و انتخابات و برگشتن همه به خانه‌هایشان، بازار راه خود را خواهد رفت. انتظار ما این است که در آن بازار کسانی که به طور مستمر بر طبل حمایت کوبیدند، برای یکبار هم که شده کلاه‌شان را قاضی کرده و اعتراف کنند که یا خودشان هم به کارهایی که کردند باور ندارند و صرفا برای آنکه کاری کرده باشند، کاری کردند! یا به این باور رسیده‌اند که بازارها و اقتصاد با هیچ مسوولی در نشان دادن خصوصیات بی‌رحمانه و گاهی خشن خود، پیوند اخوت نبسته است.

 

این مطلب برایم مفید است
15 نفر این پست را پسندیده اند